من دارم برای یه کاری اموزش میبینم، تو گروهمون ی پسری هست ک شدیدا تو اون حرفه وارده و منم همیشه باهاش تمرین میکردم و رابطه مون خیلی دوستانه بود بعد این هی به من ابراز علاقه میکنه امشبم میخواست با هم حرف بزنیم در مورد دوستی مون و حد و مرزهاش که مجبور شد مادرشو ببره دکتر .من دوسش ندارم اصلا قیافه و شخصیتشو دوست ندارم فقط بخاطر اینکه میدونم یه نردبون پیشرفته واسم میخوام باهاش باشم. چیکار کنم بچه ها؟از ی طرف این کار خیلی برام مهمه من وضع مالی چندان خوبی ندارم به این کار نیاز دارم از طرفیم اصلا از این پسره خوشم نمیاد 😔😔😔
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
چند شب پیش یه تاپیکی بود از کدوم کاره زندگیتون خیلی ناراحتو پشیمونید
چند نفر حالتی مثله شما رو گفتن
به نظرم بعدا پشیمون میشید تا دیر نشده بهتره جلوشو بگیرین
ساصبرُ حتی یعجز الصبرُ عن صبری...ساصبرُ حتی یاذنُ الرحمنَ فی امری...ساصبرُ حتی تذوبُ الجبالَ من صبری...ساصبرُ حتی یعلمُ الصبرَ انّی صبرتُ علی شئ امرُّ من الصبرِ..!