خسته شدم دیگه اینقد که بعضی از فامیلامون بیشعورن قبل از کرونا از صبح تا شب یه گله آدم خونمون بودن دیگه کلافه شدیم حالا هم که کرونا اومده با این که بابام مستقیم بهشون گفته نیاین خونه ما باز امروز کله سحر اینجان میگن نتونستیم تحمل کنیم آخه چیکار کنم بخدا دیگه کم آوردم تازه داشتیم یه نفس راحت می کشیدیم
تروخدا نرید خونه بقیه یه عده مثل ما واقعا دوس ندارن برین خونشون روشون نمیشه بگن(البته با این که گفتی ...
دختر داییم پیام داد هستی ما بیایم اونجا گفتم من تو کرونا مهمان نمیپذیرم گفت من کرونا ندارم اگه داشته باشم تا الان هزار دفعه گرفته بودم گفتم از کجا معلوم ناقل نباشیم بعد برام نوشت شوخی کردم اگه یکم شل میگرفتم حتما میومد من شوهرم سرکار میره اگه فردا پس فردا اینا مریض شن یه چیزیشون شه تا عمر دارم خودم و نمیبخشم یه سریا خریت میکنن
دانی که چرا راز نهان با تو نگویم؟؟؟طوطی صفتی طاقت اسرار نداری¿¿¿¿¿
منم با ابجی بزرگم تو ی شهریم....ابجی دومیم قبل کرونا اومد کمکشون اسباب کشی دیگه راه هابسته شد موندگار شد...حالا هی میگه حوصلم سر میره یه هفته میره خونه اونا ی هفته خونه ما...منم باردارم میترسم