2777
2789
عنوان

شوهر وابسته به مادرشوهر.

| مشاهده متن کامل بحث + 1156 بازدید | 33 پست
عزیزم شوهرمن بدترازاینه این حداقل جلوته راه میره شوهرمن الان پیش مادرشه هردوسه روزم یباربهم زنگ میزن ...

الهی بمیرم برات خیلی سخته 

ولی من نمیتونم تحمل کنم این وضعیت رو چون حس میکنم رفتارش روز به روز بدتر میشه


ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

به خودت محبت میکنه زیاد اینقدر که به اونا میکنه ؟؟؟؟  حدیث‌والا به محبت به همسرم‌زیاد داریم‌ خ ...

به خودم محبت میکنه ولی نه اندازه اونا تازه تا وقتی تنهاییم وقتی میریم خونه مادرش که کلا مامانش انقدر بهش کار میده که اصک نمیتونه پیش من بشینه شوهرم دو دقیقه هم میخوایم حرف بزنیم مامانش هی میپره وسط حرفامون نمیذاره صحبت کنیم 

حتی شوهرم منو ضایع میکنه جلوی مامانش یه موقع مامانش به چیزی میگه من مخالفت کنم شوهرم سریع موافقت میکنه که مامانش ناراحت نشه

متاسفانه این حدیثافقط درموردمادراشون صدق میکنه حالاتوازحق وحقوق زن بگی یامیگن الکیه یااصلاگوش نمیدن یامیخندن من موندم ایناچراازدواج میکنن دخترمردموبدبخت میکنن کاش فرصت دوباره انتخاب داشتم تاهیچوقت شوهرموانتخاب نمیکردم هیچوقت نمیبخشمش چون بهترین روزایی که میتونست برام بسازه روبه بدترین روزای عمرم تبدیل کردامیدوارم خدالااقل اگه حق منونمیگیره زجراوحسرتاوبی پدربودن دخترموتاوانشوازاون ومادرش بگیره دخترم همش چشمش دنبال شوهرخواهرمه که بیادویه دورباماشینش بزنه الان اشکم دراومدیادم میاد

میدونی هر جیزی تعادلش خوبه ،اگه خانمش حساس بشه ،یا نتونه به همون اندازه به زنش محبت کنه باعث اختلاف ...

من روم نمیشه بهش بگم این حرفا دلم نمیخواد فکر کنه حسودم ولی واقعا دارم اذیت میشم یه جاهایی حق منو نادیده میگیره 

بعد یه اخلاق دیگه ای هم که داره اینه که بعضی وقتا واسه اینکه حرص من دربیاد یه کارایی انجام میده که من بدم میاد حالا قصدش شوخیه ها ولی میترسم بفهمه ناراحت میشم به عنوان نقطه ضعف ازش استفاده کنه

متاسفانه این حدیثافقط درموردمادراشون صدق میکنه حالاتوازحق وحقوق زن بگی یامیگن الکیه یااصلاگوش نمیدن ...

عزیزم خودتو ناراحت نکن مگه مادرش قراره چندسال دیگه زنده بمونه بالاخره شوهرت پشیمون میشه 

میدونم خیلی سخته درکت میکنم 

با شوهرت صحبت کردی؟ میدونه ناراضی هستی؟ باهاش جدی برخورد کن اید درست بشه 

من هنوز روم نده به شوهرم حرفی بزنم که بیشتر دقت کنه به رفتارش

ولی میگن اینایی ک با مامان و باباش خوبه اینطوریه قدر زنشو میدونه درسته ؟ 

نه بابا اگه قدرمو میدونست که الان وضعیت این نبود 

میگم کلی نذر و دعا کردم و گشتم برای آقا کار پیدا کردم میگه دعای خیر مادرمه منم انگار هویجم این وسط

درسته که خداروزی رومیده اماچرادعای مادرش قبل ازاومدن توبراش مستجاب نشدعزیزم کارپیداکردنش ازدل پاک وعشق وزحمت توبوده نه دعای مادرش بعدم مادری که کسی رواذیت کنه وبخوادلج دزبیاره دعاش مستجاب نمیشه بعدم چه حرفی یزنی چه نزنی اونجورآدماعوض نمیشن من الکی خودموخوردمیکنم هرچی بهش میگم دلتنگتم دلم میخوادبیشتربامن باشی دخترم زنگ میزنه میگه بابابیاپیشم میگه باباجون مامان بزرگ مهمتره حالاکاش تنهاباشع دوتاپسروسع تادختردیگه داره وچهارتاباخودش تویه حیاطن توهم توکل بخداکن تاخداخودش یاهدایت کنه یاخودش حساب مزاحمای زندگیتوبده

درسته که خداروزی رومیده اماچرادعای مادرش قبل ازاومدن توبراش مستجاب نشدعزیزم کارپیداکردنش ازدل پاک وع ...

خدا نگذره از همچین مادر و پسرایی 

یه دختر با کلی امید و آرزو میاد زن یه پسر میشه 

خدا لعنتشون کنه

به خودم محبت میکنه ولی نه اندازه اونا تازه تا وقتی تنهاییم وقتی میریم خونه مادرش که کلا مامانش انقدر ...

ببخشید ‌ولی چقدر مسخره من اصلا قبول ندارم ببین من خودم مثلا خیلی پدر مادرمو دوست دارم ولی اینجوری فاحش جلو شوهرم بهشون محبت نمیکنم ادم میتونم یکم صحیح تر و درست تر محبت کنه که دلی کسی هم نشکنه 

راستی من اصلا قبول ندارم که دوست داشتن پدر مادر باید بیشتر باشه ینی چی خب درسته احترامشون واجب ولی چه ربطی به میزان علاقه داره احترام ببین اینو منی دارم میگم که بچه اخرم تو خانواده و هرررر چی کار پدر مادرم دارن به من میگن و انجام میدم ولی دلیل نمیشه همسرمو‌ برنجونم

در صورتی که شوهرم اولا دیر به دیر به خاطر شرایط منزلمون و کارش به خانوادش سر میزنه بعدش هم که میره میشینه دیگه 

چون داداش کوچیک تر مجرد داره تو خونه و شرایطش فرق داره 

عزیزم من میگم بستگی به شرایط ادم ها داره 

منی هم که خیلی محبت میکنم به خانوادم اگه بخواد در جهت شکستن دل یکی باشه به هیچ دردی به نظرم نمیخوره ...

خدا تویی که فقط میتونی کمکم کنی❤️
ببخشید ‌ولی چقدر مسخره من اصلا قبول ندارم ببین من خودم مثلا خیلی پدر مادرمو دوست دارم ولی اینجوری فا ...

حرف منم هنینه

به نظر شما چجوری باهاش صحبت کنم که این رفتار ها رو درست کنه 

هم روم نمیشه که بفهمه ناراحت میشم و فکر کنه حسودم هم اینکه غرورم اجازه نمیده بگم منم اندازه اونا دوست داشته باش انگار گدایی محبت کردنه به نظرم 

ولی خب از درون داغونم نمیدونم چجوری باهاش صحبت کنم که هم خودم اذیت نشم هم اون درست بشه

ببخشید ‌ولی چقدر مسخره من اصلا قبول ندارم ببین من خودم مثلا خیلی پدر مادرمو دوست دارم ولی اینجوری فا ...

شوهر منم بچه کوچیک خونست پدرشم فوت کرده مادرش تمام بار مسئولیتش رو گذاشته رو دوش همسرم هرچی خونشون خراب میشه به هیچکس نمیگه انگار فقط وظیفه شوهر منه بیاد درست کنه، به غیر از شوهر من 2 تا دختر و 2 تا پسر داره ولی وقتایی که تنهاست زنگ میزنه به شوهر من که حوصلم سر رفته تنهام هیچکس پیشم نیست درسته گناه داره آدم دلش میسوزه ولی من ازدواج نکردم که مادرشوهرمو هر دقیقه از تنهایی دربیارم 

میریم خونش هی برامون برنامه ریزی میکنه با ماشین شوهرم بره گردش و خونه فامیلاش  

یا مثلا شوهر من شب کاره 7 روز اول عید سر کار بود مامانش حوصلش سر رفته بود 3 روز آخر رو اومد موند خونمون بعد اونم گیر داده بود تعطیلات شوهرت که شروع شکد باید کلشو بیایید خونه ی من بمونید استراحت کنید شوهرمم هی میگفت چشم 3 دفعه گفت شوهرم گفت چشم بار چهارم که گفت من گفتم دستتون درد نکنه مامان دیگه مزاحمتون نمیشیم بعد شوهرم گفت مامان حالا که دوست داری بیاییم میاییم دقیقا همون لحظه منو ضایع کرد با این حرفش

بردمش تو اتاق باهاش کلی حرف زدم که بابا منم آدمم دلم میخواد این چند روز که شبا سر کار نمیری حداقل تنها باشیم آرزوی یه شب دونفره موند به دلم اصلا منم خانواده دارم مگه فقط مامان تو دلش تنگ میشه واسه بچش خب منم ندیدم خانوادمون یعنی چی کل تعطیلات رو بری خونه مامانت مثلا تو مرد خونه ای اختیار زندگیمونو دادی دست مامانت منو ضایع میکنی که مامانت ناراحت نشه من ازت نمیگذرم خلاصه یه ذره چرب زبونی و بغلم کرد منم بخشیدمش ولی درکل خیلی پیش اومده منو ضایع میکنه که مامانش ناراحت نشه نمیدونم دیگه باید چیکار کنم 

شوهر منم بچه کوچیک خونست پدرشم فوت کرده مادرش تمام بار مسئولیتش رو گذاشته رو دوش همسرم هرچی خونشون خ ...

عزیزم‌میفهمم‌چی میگه بچه اخری ها شرایطشون خیلی سخته یکیش خود من همیشه باید پدر مادرم راضی نگه دارم چون کاراشون به من میگن البته به خواهرامم میگن خب 

ولی خب نمیتونم از شوهرمم بزنم باید یه جور توازن ایجاد کنم 

چون خواهرام بچه دارن درگیر زندگیشونن من جوون تزم بچه هم ندارم خب مسلما اول همه از من انتظار دارن 

ولی خب همسرم بچه اول اصلا کسی کاریش نداره چون برادرش محرد تو خونه پیش مادر پدرش هستن 

ازش بخواه حالا که بچه اخره یه جور توازن اینجاد کنه کاری که خودم دارم‌میکنم 

سعی نکنه برای خوش حال کردن یک نفر دل یکی دیگه رو بشکونه...

خدا تویی که فقط میتونی کمکم کنی❤️
عزیزم راستی پدر شوهرت فوت شده؟

آره پدرشوهرم 6 ساله فوت کرده من و شوهرم 1 سال و 9 ماهه باهمیم یک سال عقد بودیم و 9 ماهه عروسی کردیم. 

بهش میگم توازن برقرار کن میگه بلد نیستم به خدا بعد هربار که مامانشو میبینه با کاراشون اذیت میشم حقیقتا منم حساس شدم رو مامانش اصلا انگار زودرنج شدم زودی ناراحت میشم و انگار هربار میریم خونه مامانش ریز میشم تو کار مادرشوهر و شوهرم دست خودم نیست 😞😢

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792