بچه ها یکی از فامیلای پدرم قبلا زنگ زده بودن ب مادرم بعد منو خاستگاری کردن😒مامانمم گفته ک نفس داره ادامه تحصیل میده😁
بعد این گذشتش ررررررف تا امروز😐زنگ زدن بابام وقتی بیرون بوده 😐(اینم بگم بابام موافقه😕.
بابام اومد خونه داشت تلوزیون میدیدیهو همینجوری بهم گف فاطمه خانم(ننه ی پسره😬. زنگ زده بود بعد گف ب نفس هم سلام برسون 😶 منم هیچی نگفتم(ب مامانم وقتی داشت میگف ک زنگ زدن دوباره و اینااا شنیدم.
من ازین پسره خوشم نمیاد😒😒
الان چجور برم سر بسته😂😂😂😁ب مامانم بگم ک الکی قول و قرار نزارن 😶اینم بگم پسره همه چیش اوکیه😐حالا چی کار کنم بنظرتون🙁🙁😓😓😓😓😓