2777
2789

زندگی خیلی سختی داشتم حس میکنم تو خونه پدرم همیشه همه چیز برام فراهم بود اما همیشه از لحاظ عاطفی انگار سختم بود ، روحیه خیلی حساسی داشتم و حالم خوب نبود با اینکه از چیزی دریغ نمی‌کردن اما حس اضافی بودن داشتم 

عقد کردم ولی بعداً متوجه شدم اصلا همسرم منو نمی‌خواست اوایل حدود یک ماه خوب بود اما به تدریج سرد شد خیلی سرد ، بخاطر خانواده ها صبر کردم دروغ چرا خودمم خیلی وابسته اش بودم و دوستش داشتم و اینکه هیچ وقت همسرم مردانه پای حرفش بخاطر مهریه و چیزای دیگه واینمیستاد.....

دلمو خیلی شکست نامردی کرد گاهی خیلی اذیتم میکرد سه بار خیانت کرد بهم دلم ازش شکسته این اواخر یه دختری رو آورد و حسابی عاشقش شده بود چقدر بخاطرش منو تحقیر کرد کوچیکم کرد و در صدد بود که برم اون بیاد ولی من خیلی پافشاری کردم و گفتم میمونم  علنا می‌گفت به من میلی نداشته و نداره دائم هیکل منو مسخره میکرد و حتی تو رابطه هم متوجه میشدم چقدر سرده ...اما بعد ۵ ماه تلاش بی وقفه من آخرش با نامیدی کارمون به طلاق رسید و همسرم کاملا همه حرمتا و همه چیزو شکست ! 

با همه تحقیر و توهین و فحشاش قبول کردم توافقی جدا بشیم 

اما آخر کار یهو یکی از دوستاش سر رسید و پشیمونش کرد 

شوهرم گفت برگرد زندگی کنیم خوب بشیم بخاطر بچه 😔 قبول نمی‌کردم اصلا اما گفتم بذار محکش بزنم  ولی یه بار نگفت دوستت دارم بیا بخاطر خودت زندگی کنیم ....

الان برگشتم خونمون بد نیست اولا بهونه جویی میکردم دعوا و بحث که حداقل یه بار بگه نه عزیزم دوستت دارم می‌خوام باهات زندگی کنم اما دریغ اون حتی یه بارم تا حالا ناز منو نخریده ...اوایل در جواب بهانه جویی و دلخوریام می‌گفت بخاطر بچه طلاقت نمیدم اما حالا تا میگم بیا طلاق بده تمومش کنیم میگه  اگر خیلی خیلی سخته مهریه ات رو ببخش ماشین رو فقط  ببر طلاقت میدم 

گاهی بهم میگه چاقی و فلان من ۶۷ کیلو ام ...خیلی لاغر شدم از غصه اما بدنم شل شده ...

زبون خیلی تند و بدی داره زخم زبوناش تا جیگر آدمم میسوزونه اما برای محبت کردن چیزی نمیگه ...

پیاماشو با دختره خونده بودم کاش یکم که به اون محبت میگرد به منم یه درصد محبت کرده بود 😔

با خانواده‌ ام قطع رابطه ایم فقط با خانواده خودش رابطه داریم ...

نمی‌دونم چیکار کنم چی میشه گاهی خوبه گاهی بد ! 

اما تجربه‌ بهم نشون داده که تو بهترین شرایطم ورقو برگردونده و یهویی نامردی کرده !

گاهی میگم خوب میشه 

گاهی میگم نشد چی ! 

انقد حالم بده از آینده واهی نگران بچمم نمی‌دونم چی میشه نه طاقت جدایی و رفتن به خونه پدرم و دارم نه تحمل این همه دوری و طلاق عاطفی...

حس میکنم یه آدم توهمی ام از اینکه بقیه خوشحال ان و زندگی خوبی دارن اما من انقد ناامیدم ...

چیکار کنم یکم آروم بشم حالم خوب بشه خیلی ناامیدم ...

انگار خدا هم صدامو نشنیده...

دعا 

کتاب 

چی بخونم ؟! 

من از ته قلبم ازخدا میخوام خوشبختی رو حس کنی، فکر کنم الان کاری که من بتونم برات انجام دعاس که از ته ...

مرسی دوست گلم ....

امیدوارم خدا بالاخره منو هم ببینه دستمو بگیره من واقعا تشنه عشقی ام که هیچ وقت بهم داده نشده 

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

مرسی دوست گلم .... امیدوارم خدا بالاخره منو هم ببینه دستمو بگیره من واقعا تشنه عشقی ام که هیچ وقت ب ...

من میفهممت برعکس چیزی که مردم حس میکنن خودم واقعا احساس تنهایی رو درک میکنم، اما خب میتونم بگم خدا هیچ کس رو تنها نذاشته، اما کاملا فکراتو بکن، زندگیته نمیخوام هیچ پیشنهاد بد یا خوبی بدم اما شاید چند سال بعد که شایدهمسرت واقعا ذهنش درگیر زندگیتون بشه شما دیگه نتونی دوسش داشته باشی و همش یاد این لحظات بیفتی، فکراتو بکن

من شنیدم سوره مزمل برای روابط زن و شوهر خیلی خوبه

اگه نماز میخونی بعد از نماز ۱۴بار یا جوادالاعمه ادرکنی بگو و نیت کن

کتاب معجزه سپاسگذاری و تونستی پیدا کن و بخون توی 2۸روز ی سری کارها رو باید بکنی برای روابط ثروت خواسته ها ... 

چون گفتی کتاب و دعا اینا رو گفتم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792