میدونم تاپیک و بحث تکراری هست ولی واسم عجیبه چطور یه دختر 15-16ساله که باید فکرش درس باشه لاک باشه مدل مو ی جدیدش باشه به فکر سریال مورد علاقش باشه رو شوهرش میدن همه شون هم ادعای عاقلی دارن که اره ما قد زن سی ساله میفهمیم مگه میشه؟؟؟ من خودم 24سالم دنیابی که تو 18سالگی داشتم زمین تا اسمون با الانم فرق داره مگه میشه بیشتر فهمید؟ به خدا اینطوری نیست همشون مجبورن بزرگ.تر از سنشون رفتار کنن چرا چون بهش میگن تو بچه نیستی که بهانشون هم اینه سن عقلی از سن شناسنامه ای بیشتره بله بیشتره ولی اندازه تقریبا دوبرابر سن خودش 😐
من زود ازدواج کردم به دلایلی و اصلا خواستم نبود حالا شاید یه زمانی گفتم و کلا موافقش نیستم اصلا اما الان اختلاف سنی بین زوجها هم بیشتر شده مثلا دختر شونزده ساله پسر بیست و هفت ساله پسره رفته دورا شو زده و حالا یه دختر کم سن انتخاب میکنه که مثلا چشمو گوش بسته باشه
به زمانبدی خدا اعتماد کن٬ اون هر چیزی رو به قشنگ ترین حالت ممکن بهت میده. ولی در زمان خودش...
من زود ازدواج کردم به دلایلی و اصلا خواستم نبود حالا شاید یه زمانی گفتم و کلا موافقش نیستم اصلا اما ...
هست به نظرت؟ به قول خودشون دنبال دختر خونگی هستن بعدم طرف میاد اینجا تاپیک میزنه انگار سایت ملک پدریشه به من میگه حد خودت رو بدون تو تاپیک دهه هشتادی ها نیا😐 سراینکه گفتم نفری سه تا بچه دارن کل نظریه های زیست شناسی رو زیر سوال بردن😐 این که مجبور باشی فرق داره
هست به نظرت؟ به قول خودشون دنبال دختر خونگی هستن بعدم طرف میاد اینجا تاپیک میزنه ...
من عاشق درسم بودم که ازدواج کردم نمیگم البته تراژدی نمیکنم که بگم ازدواج اجباری بچه درس خون و حرف گوش کنی بودم و بخاطر یه چیزای هفده سالم بود ازدواج کردم و درسمو ادامه میدادم که وسط پیش دانشگاهی فهمیدم باردارم بیست سالم بود چند سال بعد ازدواج درس رو شروع کردم کل زندگیم بهم ریخت و چون کسی نبود بچه رو پیشش بذارم چون اصلا انگار آماده نبودم واسه بچه و زندگی متأهلی و اعتراف هم میکنم اینا اصلا انگار واسه خونه داری و اینا جونشون در میره
به زمانبدی خدا اعتماد کن٬ اون هر چیزی رو به قشنگ ترین حالت ممکن بهت میده. ولی در زمان خودش...
من عاشق درسم بودم که ازدواج کردم نمیگم البته تراژدی نمیکنم که بگم ازدواج اجباری بچه درس خون و حرف گو ...
یکی از همکارای شوهرم بود چون اونا هم اینجا کسی رو ندارن رفت و آمد داریم خانومش متولد هشتادو سه هست و سال نود و شش ازدواج کرده بیکاره خونه بهش میگم درس بخون آرایشگری و خیاطی چیزی یاد بگیر میگه وقت ندارم چیکار میکنه روزی سه بار شیشه ها رو پاک میکنه خونه برق میندازه اصلا انگار زن واسه خونه و بچه داریه یه همچین دیدگاهی دارن کلا و دختراشون نه ده سالگی نشون میکنن و سیزده سالگی ازدواج
به زمانبدی خدا اعتماد کن٬ اون هر چیزی رو به قشنگ ترین حالت ممکن بهت میده. ولی در زمان خودش...