2777
2789
با این استرس و اضطراب مقابله کن بذار تموم شه 

چطووووری؟ انقد فشار اوردم به خودم ک اعصابم داغونه.چرا باید زندگی اینجوری باشه ک ادم ازش سیر بشه.داشتم زندگیمو میکردم یهو چش باز کردم دیدم بله رو گفتم فقط دو هفته اول خوب بودم اونم خنثی.الانم ک هفت ماه گذشته همش فکرای منفی همش نا امیدی همش دلشوره همش ترس از آینده

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

خیلی سخته این دوره که همه لذت می برن یه جور حلش کن 

واسه من بدترین دوران زندگیمه بدتررررررین.همش دعواااا همش بحث همش استرس همش نگرانی .شب ک میشه ارومم دوس ندارم صبح بشه .صب ک پا میشم استرس بدنمو میگیره ک الان زنگ میزنه بهم برم بیرون باهاش .طاقتم نمیاد باهاش تنها باشم یا برم بیرون.حوصله حرف زدن ندارم باهاش از هیچیش خوشم نمیاد

چطووووری؟ انقد فشار اوردم به خودم ک اعصابم داغونه.چرا باید زندگی اینجوری باشه ک ادم ازش سیر بشه.داشت ...

اگه قصد زندگی و ادامه داری در مورد احساساتت بهش چیزی نگو مردا یادشون نمی ره 

اگه قصد زندگی و ادامه داری در مورد احساساتت بهش چیزی نگو مردا یادشون نمی ره 

مجبورررررم ب ادامه زندگی.فقط بخاطر مادرم.چون اگه ی درصد بگم طلاق مامانم زنده نمیمونه.استرس و اضطراب براش خوب نیس.فقط هم بخاطر مامانم ازدواج کردم انقد ک‌ گفت عروس شو ک من سرمو راحت بزارم زمین .شوهرمم ک اومد خواستگاری گفتن خوبه خوبه خانواده داره ولی من علاقه نداشتم گفتم نه گفتن بعدش علاقه میاد .الان ک هفت ماهه من دارم روز ب روز بدتر میشم.بخدا موندم چکار کنم دارم روانی میشم.زندگیم مختل شده حوصله هیچکس و هیچی رو ندارم.از همه چی زده شدم

مجبورررررم ب ادامه زندگی.فقط بخاطر مادرم.چون اگه ی درصد بگم طلاق مامانم زنده نمیمونه.استرس و اضطراب ...

حالا که اینطوره شروع کن به دیدن نکات مثبت اون روی خودت کار کن انگار تازه می خوای باهاش اشنا بشی

دوس ندارم سمتم بیاد و ببینمش ازش فراریم .دنبال بهانه هستم ک زنگ بزنم بگم نه نمیتونم بیام.مادرشوهرم ندارم فقط پدرشه و خودش دوس ندارم برم خونشون خیلی اذیت میشم وقتی میرم اونجا طاقتم نمیاد.منم دوس دارن کار ب کارم ندارن خداییش ولی من نمیدونم چ مرگمه نمیتونم کنار بیام نمیتونم مثبت فک کنم به خوبیاش اصلا هیچیش ب چشمم نمیاد.من اگه نتونم کنار بیام اگه نتونم حسمو عوض کنم نمیزارم ب عروسی برسم خودمو راحت میکنم ی جوری

باهات مهربون نیست؟

چرا خیلی مهربونه محبت میکنه خرج میکنه خیلی داره صبوری میکنه با این اخلاق و رفتارم و میدونم مشکل از خودمه و اونم داره عذاب میکشه ولی نمیدونم چرا اینطوریم. من مجردیم ی دختر شادو سرحالی بودم همش میختدیدم خودم مشاوره میدادم به دوستام ک مشکل داشتن با شوهرشون ولی الان خودم موندم تو گل نمیتونم دربیام.انگار افسردگی گرفتم

امشب انقد روم فشاره ک دلم میخواد برم ی چیزی بخورم دنیا رو فراموش کنم برم تو کما ی چند ماه آروم بشم.امروز روزه گرفته بودم از حضرت ابالفضل با گریه خواستم ی مهری از این بندازه تو دلم دیگه خسته شدم از تظاهر.کم اوردم 

[QUOTE=130444405]چرا خیلی مهربونه محبت میکنه خرج میکنه خیلی داره صبوری میکنه با این اخلاق و رفتارم و میدونم مشکل از

ببخشید می پرسم قبلا کسی و دوست داشتی ؟

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2843
2834
2835
2108