2777
2789
عنوان

مادر شوهرم

| مشاهده متن کامل بحث + 487 بازدید | 39 پست
طبقه بالاشو داده به دخترش به من میگه بیا تو زیرزمین بشین منم گفتم نمیام. به من میگه اگر برید سمت خون ...

یا خدا مال تو دیگ یه چیز دیگس عزیزم خدا بهت صبر بده

حواستو بده ب ماهت چراغ های شهر ارزش ندارند 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اگه اینطوریه که تو خیلی عروس خوش اخلاقو مهربونی هستی عزیزم نگران این مسائل نباشو جذبش نکن ایشالا 100 ...

مرسی گلم انشالله

حواستو بده ب ماهت چراغ های شهر ارزش ندارند 
خب استارتر ارزوش اینه ک مادرشوهرش دس نزنه ب بچه؟ اونا ک صب تا شب پیش بچه اسی نیسن کل روزشو با اسی می ...

باور کن روزی حداقل سه بار میان میبرنش  اینا ب کنار از اینکه کارایی ک نباید انجام بده رو انجام میده من حرصم میگیره 

حواستو بده ب ماهت چراغ های شهر ارزش ندارند 
یا خدا مال تو دیگ یه چیز دیگس عزیزم خدا بهت صبر بده

اره واقعا. اینا رو گفتم تا قدر مادرشوهراتونو بدونید. مال ما که لجباز و خودخواهه. فقط فکر خودشه.میگه پسرم باید زیر سرم باشه.زندگیمون رو نابود کرده با نادونیاش.

اره واقعا. اینا رو گفتم تا قدر مادرشوهراتونو بدونید. مال ما که لجباز و خودخواهه. فقط فکر خودشه.میگه ...

خب شما مگه بهش احتیاج دارین

حواستو بده ب ماهت چراغ های شهر ارزش ندارند 
خب شما مگه بهش احتیاج دارین

شوهرم کارگر بود الان برای خودش مغازه زده با کمک مامانش برای همین میگه من برای زندگیتون باید تصمیم بگیرم البته خیلی کمک نکرد در حد پول رهن و یک کم دیگه برای سرمایه در حد ۱۵ تومن. شوهرم خیلی ضرر کرد تو این مغازه چند ماخ پیش داشت ورشکست میشد هیچ کمکی بعش نکردن . یه طبقه از خونش رو فروخته پولشو برادرشوهر کوچیکم که مجرده برداشته گذاشته تو حسابش طبقه بالای خونش رو هم داده به دخترش. که کم کم ۵۰۰ تومن رهنشه داده بهش ۱۵۰ تومن.

حالا شوهرم به خاطر کارش میگه باید بریم شیراز الان تهران هستیم با این که اونجا تو غربتم و هیچ کس رو ندارم ولی به خاطر دخالتهای مادرشوهرم میرم که یه نفسی بکشیم. ۴ ساله ازدواج کردیم هیچی از زندگی نفهمیدم. همش منو و شوهرم رو با هم دعوا میندازه با دخالتهاش

 مامان خودتون مگه فرقی داره با مادرشوهر؟

بلاخره آدم با مادر خودش راحتتره چیزیو دلت نخواد بش میگی به مادرشوهر بگی ناراحت میشه.  وقتی مامان من با جون و دل پوشک بچمو عوض میکنه بدش نمیاد ولی مادرشوهرم تا بوی پوشک بش میخوره در میره. تازه مادر من بشدت وسواسی تر از مادرشوهرمه. یا از استفراغ بچم بدش میومد یه وقت جایی نریزه ولی مامان من همش میگفت فدای سر بچم بنظرت فرقی ندارن؟!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108