2777
2789
عنوان

دوست پسر

| مشاهده متن کامل بحث + 468 بازدید | 37 پست

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

چ بیکاره

فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!
زیادی عاقل و داناست . منطقیه . میخواد کاراش روی اصول باشه . 


وای به تورت این آدما نخوردن ببینی چجورین  واقعا رو اعصابن! حال میده با تفنگ ساچمه ای صاف بزنی وسط ابروهاش  من بدم میاد طرفم بهم اعتماد نداشته باشه! حرف ما باید براش حجت باشه....بگیم بمیر بگه چشششش  

بگو واسه همه پیگیریات مرسی  اتفاقا این آدم موفقی خواهد شد حالا ببین


من یک دوستی داشتم این دوست پسرش همین مدلی بود گوشی دوستمو یکسره چک میکرد....بعد گندش در اومد این همزمان با چند نفر دیگه ام تیک زده بود  مطمین باش اینجور آدما که به همه چی شک دارن چون کار خودشون خرابه فک میکنن حتما طرف مقابلم...بله....

وای به تورت این آدما نخوردن ببینی چجورین   واقعا رو اعصابن! حال میده با تفنگ ساچمه ای صاف بزنی ...

چرا اتفاقا همش ازین مدل ادما مخصوصا از نوع سیریش و کنه به پستم خورده . و اذیت هم شدم ولی بنظرم از روی عشق و علاقشونه دست خودشون نیست . 

نه میگه شکاک نیست که پیگیره 


نه بابا پیگیر نیس این به سایه خودشم شک داره پست اول رو قشنگ بخون!

دوست پسر من همه ی حرفایی که میزنمو با دلیل و مدرک میخواد 

این یعنی حرف اسی رو قبول نداره!!!!!!!!!!!!!

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز