ممنون از دلسوزیت
ولی اولین بارم اونم تو 28 سالگی
همکارمم هست
خیلی پست بالا و همه چی عالی غیر اخلاقای گندش
من برای وقت گذرونی که اشنا نشدم که
تازه باز هم من اهل دوستی نبودم
انقدر یه سال تو کلم خوند پدرمادرتو راضی کن منو ببینن
که من فکر کردم چه خبر
متاسفانه عاشقش شدم
ولی یه سال به خانوادم اصرار کردم ببیننش راضی نشدن اصلا
و این سراغازی برای یه رابطه ی بی سرانجام عاشقانه شد
پدر مادرم حاضر نشدن بخاطر من ببیننش
که غرورشون نشکنه
عوضش من احساساتم هدر رفت
کدوم جوونی ، همه چیزمو بخاطر غرور خانوادم از دست دادم
حتی کارمو
الانم دارم جمع میکنم از ایران برم
اینم از زندگی تلخ من
همه حسرت زندگیمو میخورن اما از درونم خبر ندارن