2777
2789

اثر کبودی ماسک روس صورت پرستار ها

دوستان کرونارو جدی بگیرین هیچ‌ کس از افردی که «بهبود پیدا میکنن و مرخص میشن» خبر نداره. در خیلی از موارد بهبودی فقط زنده ماندنه، نه برگشتن کامل سلامت.

این ریه یک مرد ۵۹ ساله‌ست که مبتلا شده بوده، و هیچ علائمی هم نداشته. زنده مانده ولی عکس سه‌بعدی نشون میدهد آسیبی به ریه وارد شده که برگشت‌ناپذیره.


در_خانه_بمانیم#  


  🇯‌🇴‌ اینم اثر کبودی ماسک روی صورت پرستارا

میم های نی نی سایتی اینجا میزارم😁 😎حافظ کل سوره( قل هو الله احد)..😎ساعت ۱۲ شب به بعد توی سایت پادزهر لازم میشین بس که سمه😌من وقتی میام نی نی سایت خودم میریزم پشما م میمونن   آخه یکی نیست بگه ماذا فاذا لاذا چاذا بلاذا

عزیزم هنو مسافرتن بذا برگردن😅😔

قول میدم تو سال جدید کمتر عصبی بشم😫 قول میدم بیشتر درس بخونم...قول میدم قبل حرف زدن فکر کنم...قول میدم با کسی بحث نکنم...قوووول میدم😚😊😃😉❤💙🌷۲۹ اسفند ۹۸

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

چطور بعضیا اسمشونو انسان میزارن بتمرگین_خونه_هاتون#  

میم های نی نی سایتی اینجا میزارم😁 😎حافظ کل سوره( قل هو الله احد)..😎ساعت ۱۲ شب به بعد توی سایت پادزهر لازم میشین بس که سمه😌من وقتی میام نی نی سایت خودم میریزم پشما م میمونن   آخه یکی نیست بگه ماذا فاذا لاذا چاذا بلاذا

فکر کردی اون فلان فلان شده ای که میره مسافرت و گردش و خرید یه درصد اهمیتی به جون دیگران یا صورت پرستار بیگناه میده؟

وصف رخساره خورشید ز خفاش مپرس  دوست عزیز لطفا متن امضاء من رو بخونید نی نی سایتی گرامی لطفا اگر با کامنتهای من مخالفتی داشتید احساستون رو کنترل کنید و من رو ریپلای نکنید مگر اینکه مستقیما شما رو مخاطب قرار داده باشم یا استارتر تاپیکی باشید که توش پست گذاشتم ، من مایل نیستم هیچ بحث و تبادل نظری با مخالفانم داشته باشم مگر اینکه خودم اعلام آمادگی کنم پس خودتون رو خسته نکنید و با اجتناب از هر بحث بیهوده ای در حق اعصاب و شخصیت من و خودتون لطف بزرگی بفرمایید

اینا آدمای خودخواهی هستن معلومه که این عکسا تکونشون نمی‌ده ،خانم برادر من هر روز دوستاش میان خونش مهمونی، برادرم دیابت داره،ولی اینقدر خودخواهه که مهمونی ودوستاش از شوهرش مهمترن براش،خدا لعنتش کنه

اوني كه پا شده سفر رفته كه معلوم الحاله و الان هر چي بگي باز نمي فهمه براي منصرف كردن اونا درست نيست الان همچين حرفي بزنه كه ديگه اون ادم سابق نميشيد.. خيلي ها الان مبتلا هستن و فقط نگرانترشون مي كني. پزشك هم نيستي كه بتوني اين خبر رو كاملا تجزيه تحليل كني دكتر كي هم با اين خبر پخش شده موافق نبود 

همسایه های ما این مهمونش میره اونیکی میاد

بدبختی اینه روبرو واحدمونم هستن  

پایینی هام از قبل عید رفتن مسافرت

اونوقت من 1ساله خونوادمو شهرمو ندیدم دیونه شدمه

نشستم تو خونه


فرزندم،از ملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم... از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم...امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها سالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد.... روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز... روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد...!
عزیزم هنو مسافرتن بذا برگردن😅😔

با کمال پررویی میگردن مگه چیتون از ما سر تره😠😡😠😡😠

میم های نی نی سایتی اینجا میزارم😁 😎حافظ کل سوره( قل هو الله احد)..😎ساعت ۱۲ شب به بعد توی سایت پادزهر لازم میشین بس که سمه😌من وقتی میام نی نی سایت خودم میریزم پشما م میمونن   آخه یکی نیست بگه ماذا فاذا لاذا چاذا بلاذا

اخه مگه فقط مسافرت ،تقصیر دولت باید مایحتاج مردم فراهم میکرد ،تا کسی بیرون نره،تو همین تهران،بیا و ببین میدونای تره بار و صف نانوایی ها چه خبره،انگار هیچ فرقی با روز عادی نداره

خدایا،میشه منم مامان یه کوچولوی خیلی خوشگل چشم ابی بشم،وای خدا باورم نمیشه هم‌ونی که ازت خواستم دادی ،یه پسر با چشمای رنگی که هرکی تو خیابون میبینمتش عاشقش میشه

وای فکر کن سیزده بدر نری بیرون اصلا نمیشه آیه نازل شده بری بیرون جوج بزنی وگرنه تا آخر سال بدبختی نصیب میشه چون نحسی سیزده را در نکردی وای وای اصلا نمیشه فکر کن سبزه بو گندو نذاری رو کاپوت بری تو حلق هم بشینی یا با فکو فامیل جمع نشی توپ بازی کنی اصی نمیشه . مردم ما یه عدشون گچ تو سرشونه به جا مغز . ی ماسک و دستکش و اسپری الکل دارن استفاده میکنن با این توجیه هم که ما رعایت میکنیم همه جا میرن . ی دلمون پوسید یا یه وای زشته نریم ناراحت میشن میگنو یاعلی پا میشن میرن دور هم . 

 
2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

آدم درست

بهارمقدم | 1 دقیقه پیش

عمل بینی

پانیاجان | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز