بچه ها من و دونفر دیگه اموزشی بودیم تو شرکت و روز اخر ما تایید شدیم و این خرفا و هرکدوممون تو یه شیفت جدا افتادیم و اون دوتا خواهر شوهر و عروس بودن خواهر شوهره معتاد بوده قبلا و اینکه ۳ بار ازدواج کرده و ادم درستی هم نبوده و اینکه من روز اخر فهمیدم یه ادکلن از تو کیفم گم شده من به عروسه گفتم با عروسی اوکی بودم و این حرفا عروسه گفت که کار اینه شک ندارم . شوهرش هم تا شنید گفت نکنه باز خواهرم چیزی دزدیده ابرومونو برده.من گفتم بخدا به هیچکی شک نکردم بزار مطمئن بشم توخونه نباشه و جالبیش اینه که هیچ وقت ادکلن از تو کیفم گم نمیشد . یا درنمومد .
بعداز چندروز بوشو حس کردم از کنارم رد شد به عروسه گفتم باید بری خونشون ببینی پیششه یانه الان بعداز چند وقت بهم گفت اره مشخصات ادکلنت دقیقا رو میز ارایشیش بوده من چیکار کنم واقعا