2777
2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ب حرف مردم خیلی اهمیت میدادم الان اصلا مهم نیست

کاشت ناخن سبکِ روسی😌❤زیبا و عَسَلی مَسَلی NAIL BY MARAl💅 حافظ سوره قل هوالله احد،   سوم راهنمايي که بودم. يه معلم داشتيم که مي گفت هر انساني صورتش شبيهِ یِ حیوونِ  حالا بنظرتون شما شبيهِ چه حيوني هستيد؟! هر کي براي خودش يه چيزي در مياورد. يه دوست داشتم اسمش سميّه بود. کپِ پنگوئن بود. هميشه هم مثلِ پنگوئن راه مي رفت. اما بلند شد با افتخار گفت: « من سگِ پا کوتاه هستم.» مام چيزي نگفتيم دلش بکشنه. چه اشکال داره؟ سگ نجيبِ خوبِ. بذار باشه.يادمِ اون موقع بيشتريا آهو بودن. يعني به هر کي که مي رسيد چند بار پلک مي زد مي گفت من شبيهِ آهو هستم. حالا شبيهِ هر چي بودن اِلا آهو… يکيشون که کُپِ بوزينه بود. يعني با بوزينه مثل گوجه اي مي موندن که از وسط له شده باشن ها اما باز رو يه پا واستاد گفت من آهو هستم.خلاصه به ما که رسيد ما راس و حسيني صاف واستاديم گفتيم به ما مي گن شتر. نمي دونم چرا کلِ کلاس ترکيد.چه کنم خو؟ اين داييمون از بچگي واس خاطرِ لبامون به ما مي گفت شتر. لب شتري، لب شتري از دهنش نمي افتاد اینکه خوبه بعضی وقتام میگفت مارال شبیه شتره معلممونم که تا اون موقع هم خودش و حفظ کرده بود پکيد از خنده 

من تونستم خیلی تغییر کردم

فقط برای خودت سخت بگیر

تا خدا هست، به مخلوق دمی تکیه مکن. که خدا کوهِ ثبات است و بشر، عین نیاز .... هر کسی رو لایک میکنم براش صلوات میفرستم، اگر ناراحت میشید، بهم بگید که لایک نکنم🌹

من با شخصیتم تو دیگران تغییر ایجاد کردم


چیزی نمیگم چون دلم خیلی از این دنیا پره...میخوام ازت هر چی بگم بغضم گلومو میبره...آدم یوقتا از خودش بی حرف باید بگذره...این روزهای آخرو ساکت بمونم بهتره...
من... قبلا خیلی صبور بودم ولی ب لطف نامزدم و مادرم تونستم ب جنون برسم و اعصاب برام نمونه😊

🤣🤣🤣😁

لا حول و لاقوه(ت) ال بالله.خداجونم‌قول میدم اروم باشم و همه چیو به تو سپردم خودت واسمون حلش کن و بهناممو خوب خوب کن و بهم برش گردون.مرسی.بوس بوس💋❤❤❤💋😍.

من دارم باپنبه سر بریدنو یادمیگیرم ...مثلا اخدین باری ک مادرشوهرم بشدت ازارم داد تیرماه سال ۹۸بود ازون موقع تاالان شرایطو جوری پیش بردم ک حتی یکبارم پام ب خونش نرسید وهردفعه یجوری وانمود میکردم ک چقد ناراحتم ازینکه نمیتونم برم پیشش الان دلش میخاد منو خفه کنه امامتاسفانه من باردارمو نمیتونم برم پیش مادرشوهرعزیزم😁

انشالله خدابه همه ی منتظرا جوجه بده جوجه ی منم به حق صاحب وقت سلامت باشه همیشه و الهی هیچ مادری بابچش امتحان نشه ..دوستتون دارم عشقا.
من ....بدجور بی نظم بودم ...الان فوق العاده منظم شدم . دیرخیز بودم .سحرخیز شدم همین .بقیه شخصیت ...

بی نظمی مشکل الان منم هس خیلی امروز فردا میکنم تو انجام کارام... چجوری منظم شدی دختر خوب؟؟؟😊

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز