2777
2789
عنوان

سووووتییی🤩🤩 سوتی های باحالتونو بگین🤩🤩

| مشاهده متن کامل بحث + 238 بازدید | 23 پست

سلام 🌹

ممنون از کانال خوبی که  دارید


شش سال پیش بود خاطره ای  که میخوام براتون تعریف کنم


ماه عسل ما به مشهد امام رضا رفتیم😍


وسط راه همسرم میان پاش خارش گرفت به چه شدتی😢😬


ما تو شلوغی خیابون حرم شوهرم دنبال کوچه می‌گشت که بره خودشو بخارونه

اروم بشه😅😆


داخل یه کوچه خلوت رفتیم

شلوار لی پاش بود دکمه رو باز کرد خیلی قشنگ شلوار تا زانو کشید پایین به منم گفت سر کوچه بمون که کسی نیاد


خواننده که شما باشید حالا که اروم شد اومد بیاد بریم نگاهش به رستورانی افتاد که تمام شیشه بود

😱😱😱😱😱😱


همه رو میزها بجای خوردن فقط فقط میخندیدن 🤣🤣🤣🤣🤣


شوهرم یه پا داشت ده تا هم قرض گرفت حالا بدو کی بدو دیگه هر سال که میریم مشهد حتما برای تجدید خاطر دوباره اون کوچه رو میبینیم کلی میخندیم😂😂🤣🤣


#سوتی_های_زنانه #جک #بامزه #خنده_دار #جالب #چالش

@soti_zanane


-------------------------


سوتی ها وخاطرات قشنگتونوبرامون بفرستید🙏😘😘

@sahar_joooni

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

سلام

خاطره من مربوط به ۲۲ سال پیش زمانی که توعقد بودم وخیلی قیافه میگرفتم😎


چون خیلی هم راستش زیبا بودم🥰 وخانواده باکلاسی داشتم


مادرشوهرم روضه داشت وهمه مهمانها نشسته بودند بعداز پذیرایی من امدم باخواهر شوهرم و دخترش که ۵ ساله بود و خواهرشوهر دیگم که ازدواج نکرده شروع کردیم به صحبت کردند که ناگهان باعرض معذرت صدای وحشتناک وبلندی از مقعدم خارج شد😱😱😳


داشتم از خجالت می لرزیدم که چون بچه خواهر شوهرم کنار من بود همه فکر کردند اون بوده😳😥😰😰


و خواهرشوهرم دختر ۵ سالشو حسابی تو اون جمع دعوا کرد منم راستش پای ابروم بود نمیتونستم چیزی بگم و سریع قیافه ارامی به خودم گرفتم۰۰۰😌😌😏


بقیه هم می گفتند عیب نداره بچه متوجه نشده بزرگ که نیست۰۰۰


و دخترش شروع کرد به گریه کردن من نبودم این بود بخدا😭 زن دایی بود 😕😕


که مامانش گوششو پیچوند و بردش بیرون بعدشم ازم کلی معذرت خواست۰🤣🤣🤣


هنوز دخترخواهر شوهرمو میبینم دوست دارم بدونم یادشه یانه؟؟؟😁😂😂


خدامنو ببخشه۰ پای ابروم وسط بود🤪😜🤣



#سوتی_های_زنونه

@soti_zanane

H:


سلام ما حدود چهارده سال پیش عقد کردیم  همزمان دو تا از خواهرشوهرام هم عقد بودن و این باعث شده بود که  حس رقابت بین ما زیاد بشه که البته من به سفارش شوهرم بیشتر موقع ها بی خیال حرفها و حرکات اونا میشدم


یک روز ما رفته بودیم خونه همسرم که دیدم خواهرشوهرام آماده شدن برن بیرون اصرار کردن که ما هم باهاشون بریم من پیش خودم گفتم چرا اینا اینقدر مهربون شدن😳


خلاصه ما رفتیم وقتی رسیدیم دیدم یه دوربینی عکاسی دستشونه اخه اون موقع دوربین گوشیها کیفیت نداشت


بعد دیدم آقا چقدر ژست میگرفتن و با شوهراشون عکس میگرفتن  و اصلن هم از ما یه عکسم نگرفتن😢😢


من و شوهرم هم پشیمون شده بودیم که رفته بودیم آخه اینا جوری رفتار میکردن که انگاری مارا فقط دعوت کرده بودن که ژستاشونا ببینیم


خلاصه یه حلقه فیلم توی دوربینا تموم کردن و میخواستن حرص ما رو دربیارن🤨🤨


خلاصه ما ناهار خوردیم داشتیم برمیگشتیم که دوتا خواهرشوهرام رفتن دستشویی و بیان که ما منتظر بودیم


همون موقع شوهر یکی از اونا دید که دوربین هنوز فیلم داره گفت بزار که یه دوتا عکسم از شما بگیرم فکر کنم دلش به حال ما سوخته بود😞😒


منم اومدم نزدیک شوهرمو اونم عکسو گرفت


خلاصه بعدی یک هفته رفتم خونه همسرم به خواهرشوهرام گفتم عکساتونو بیار ببینم دیدم هرکدومشون توجهی نمیکنن

پیش خودم گفتم شاید دوست ندارن


بعد دیدم مادر شوهرم دوتا عکسی که از ما گرفته بودا اورد داد و یواشکی بهم گفت که هیچ کدوم از عکسایی که گرفتن ظاهر نشده فقط این دوتا آخری ظاهر شده🤣🤣🤣🤣🤣


منو بگی اینقدر خوشحال شدم😂😊😊 گفتم چقدر ژست الکی گرفتن حرص منو دربیارن

دلم خنک شد😁😁🤣


#سوتی_های_زنونه

@soti_zanane

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792