بچه ها شوهر من هر چی میخره میبره میذاره انباری
از روغن و رب و برنج و.....
مثلا تموم که میشه قوطی خالیشو نشون میدم میره یکی دیگه میاره
امسالمگقت چون دیدو بازدید عید نداریم هیچی نمیخریم نه اجیل نه شکلات و...
الان مادر فتنه اش تماس گرفت که شام تشریف فرما میشه دیدم رفت پایین انباری اومد با کمال تعجب دیدم اجیل و شکلات و...اورد بالا😶😶😶
میگم پس چرا نگفتی خریدی بعد الان دوباره برد اجیلو تو خونه قایم کزد شکلاتارو اوزد بریزه تو ظرف(اجازه نمیده کسی دست بزنه باید خودش بریزه)دیدم ازین شکلات عسلی های بی مزه است گفتم باید کاکائو میخریدی من ازینا دوس ندارم میگه مگه واسه تو خریدم از قصد خریدم تو نخوری
خیلی دلم شکست بعدش که مامانشگفته میاد رفته مواد پیتزا خریده به من میگه تو دست نزن خودم باید سوسیس کالباسش خورد کنم
بعد به قزان نیگه مرغ و گوشت هم سرخ کن واسه پیتزا
گفتم مگه میشه هم مرغ هم گوشت هم سوسیس هم کالباس بریزی تو پیتزا؟؟؟؟؟؟؟؟میگه واسه مادرم میخوام بریزم اون اینحوری میخوره
به ما میرسه یه رب و روغن و قایم میکنه