این مردی کمیگم ی دخترداشت شوهرش سراغ زنها میرفت ،سراع دخترامیرفت،مست میکرد ،اصلا توخونه نبود ....زنش خیلی سیاست داشت ،مثلازیادبهش گیرنمداد،خوب خرج میکرد ،توجهش ب شوهزش زیادکرد ،خودش همیشه خوشکل میگشت ،واصلا ب رفت وامدشوهرش بااینکه میدونست کجاهامیره ،توحرف کاری نداشت......چن سال ایجوربود والان شوهرش بهترشده
ولی بدبخت جنس زن،واقعامظلومه ،،من ک توقیامت خیلی گله دارم از مظلومیت زن تو این دنیا