2777
2789

من خونه خانواده شوهرمم آمدیم اونجا ازقبل عید محبورمم کردن تواین کرونا عید بیاییم الانم که آمدیم هرشب به یه بهونه دلم روشکوندن الانم مامانش وآبجیش نمیدونم چرا تامیخواست بیاد پیش من زدن زیر گریه منم گفتم برو پیش اونا بخواب خسته ام کردن خودمم الان دارم آروم تواتاق گریه میکنم

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیادخدا ودرآن باغ کسی میخواند تاخداهست دگرغصه چرااااا

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

به خداآروزهای ساده دارم این که یک سال موقع تحویل سال نوخونه خودم باشم دلم گرفته

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیادخدا ودرآن باغ کسی میخواند تاخداهست دگرغصه چرااااا

خواهرش 15 سالشه فکرمیکنه بچه است موقع سفره انداختن همش میچسبه به شوهرم به خدا خسته ام کرده تودوران نامزدی هرجا رفتیم بود امسال اولین عیدمنه اینم اینجوری هرشب یه کاری کردن پیش خودشون بخوابه

پشت هرکوه بلندسبزه زاریست پرازیادخدا ودرآن باغ کسی میخواند تاخداهست دگرغصه چرااااا
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز