من دیروز صبح نیم ساعت مونده به اذانِ صبح تقریبا..خوابیدم
خواب دیدم که تو ی مجلس ختم هستم(خودمو نمیدیدما)
انگار ی روحِ سفیدی هی بااینو اون حرف میزد مثلا ب کسی ک گریه نمیکرد میگفت تومگه نمیگفتی دوسم داری پس چرا گریه نمیکنی واسم؟
یاازگریه ی کسی ک ادعایی دربرابرش نداشت تعجب میکردم هیچکسم اون روح رو نمیدیدا و انتظارِ شنیدن پاسخ هم داشت..
چندساعت بعد خبردادن پسرعموم اسمونی شدن متاسفانه..
اون خوابی ک من دیدم برا پسرعموم بوده یا خودم یعنی..؟
من بعد از نماز صبح هم بیدارشدم یعنی کلااا فک کنم یساعت خوابیدم فقط..