2777
2789

یکی بود تو دانشگاه از همکلاسیا من از ترم اول ازش خوشم میومد. بعد همشم یجوری نگاه و رفتار میکرد که واقعا انگار قصدی داشت.  اخر یه روز اومد گفت بعد از کلاس اگه امکانش هست بریم کافی شاپ روبرو دانشگاه من یه حرفی داشتم. منم بعد از کلی کلاس گذاشتن قبول کردم. رفتیم کافی شاپ برگشت گفت من خیلی وقته شما رو زیر نظر دارم. منه احمقم برگشتم گفتم منم شما رو خیلی وقت بود زیر نظر داشتم😐خیلی سوتی بدی دادم تو افق محو شدم

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

یه بنده خدایی بود 

معلم یکی از کلاسام 

خیلی میخندوندم 

بعد کلا من  از این خیلی حرف میزدم 

منم که حرف میزنم کلا باید در دهنمو بگیری تا ببندم 

هیچی دیگه 

انقدر ازش حرف زدم مامانو بابام و حتی دوستام فک میکنن عاشقم

اصن بهش فکر میکنم میخوام سرمو بکوبم به دیوار 

خخخخخخخ ما قرار اول و قرارای بعد تا سه سال بچه مثبت بودیم دست بهم نمیزدیم خخخخخ


    

دفعه اولم چون تو خیابون بود کاری نکردیم

تازه با هم بازیم کرده بودیم تو ماشین یادش ب خیر خوش گذشته بود

این ک نگاه کنیم ب هم هرکی خندش بگیره باخته

ک اون خندید


هر کی دره شه سه دره...امشو مه دل غصه دره...چرخ و فلک بازی نده...
عزیزمممم چرا ؟دورین ازهم ؟ ماهم تا چن سال هر ی ماه همو میدیدم  الان دیگ هرروز خخح از ظهر تا غ ...

شرایطش پیش نیومد

البت من هرروز از دور میبینمش

معاون بابامه روزایی ک ماشین دست من بود میرفتم دنبال بابام میدیدمش

هر کی دره شه سه دره...امشو مه دل غصه دره...چرخ و فلک بازی نده...
     دفعه اولم چون تو خیابون بود کاری نکردیم تازه با هم بازیم کرده بودیم تو ماشی ...


خخخخ وای خدا ما سه سال از عمرمون وقتی میرفتیم سرقرار فقط الکی حرف میزدیم و میخوردیم اصن از اینکارا نمیکردیم .تازه یکی دوساله...خخخ کلا از همه چی عقب بودیم فک کنممم

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792