در نهایت ، اگر این خانوم همون وضعیت من را داشته ، اصلا شما تو اون زمان نمی تونید تصمیم بگیرید کاری بکنید . تنها فکری که دائم تو ذهنتون هست اینه که بدبختید ، این بدبختی ته نداره و تموم شدنی نیست . اصلا کسی که بگه تصمیم گرفتم و از اون حال خارج شدم ، سعی کردم و خارج شدم ، به عقیده من اصل اون نوع افسردگی را تجربه نکرده . تو اون موقعیت اصلا تصمیم گرفتن برای خروج از اون وضعیت ، یک گزینه نیست . چون هیچ حالتی غیر این وضعیتی که توش هستی برات قابل تصور نیست . دقیقا مثل این میمونه که به بیمار دچار توهم بگی یک بار تصمیم بگیر که دیگه این موجوات خیالی رو نبینی ، ممکن نیست . حتی وقتی داری باها حرف میزنی نمی فهمه شما توهمی یا واقعیت . توهمیه هم باهاش حرف میزنه آخه