2777
2789
عنوان

خانمای نزدیک زایمانشونه بیان

144 بازدید | 28 پست

من شنبه وقت زایمانمه دلم خیلی گرفته با مادرشوهر و خ‌اهرشوهرم تو یک ساختمونم اونا همش میرن بیرون و خیابون و یک چیزی یاد گرفتن میگن ماسک میزنیم و میایم دستامونو میشوریم

شوهرمم همش بیرونه یا سرکاره یا جای رفیقاش 

هیچکس درکم نمیکنه استرس زایمانم کمه اینام بهش اضافه شدن که همش باید بگم نرید بخدا ناقل بشین میترسم از بچم

رومم نمیشه بگم زایمان کردم خونه من نیاین اخه یکسره میان دلشون وانمیسته میدونم

واس سلامتی بچم خیلی نگرانم اصلا عصبی شدم هرچی میگم فایده نداره و شوهرمم یکسره باهتش دعوا دارم میگه من قوی ام نمیگیرم همش میگم ناقل میشی که به بچه منتقل میشه میگه کی گفته چرت نگو

الان اومده میگ شب میخایم بریم خونه عمم فردا میریم روستا عید دیدنی میگم نرید توروخدا میگه کی میخاد جلومو بگیره واقعا خسته شدم

خیلی نگران بچمم دارم عین ابربهار گریه میکنم 

این چه مشیبتی بود اخر بارداری سرم اومد به یک دسته آدم نفهم

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

عوض گريه كه اعصاب خودتو اون طفل معصومو خرد كنى محكم باش،ايشالا طورى نميشه،وقتى خودت ميگى درك نميكنن كارى نميشه كرد،بچتو از بغلت نزار زمين تا جاى ممكن تذكر محترمانه بده،كارى نميشه كرد،يه عده تا كرونا نگيرن ول نميكنن!!

منم مث تو یه سره دارم گریه میکنم موندم رو هوا خونه مادرمم قراره همه بیان عیددیدنی خواهربرادرا .بخدا زندگیم تلخ شده هیچی نمیتونم بخورم یه دخترشیش ساله دارم 

الهی....گاهی....نگاهی(همه زندگیم دخترام)
خونه خودم راحت ترم یعنی بخاطر نفهمی اینا من از خونم برم؟

وقتی درکت نمیکنن چاره چیه عزیزم شوهرمنم کارمنده مجبور بود هرروز بره بچه کوچیک دارم دیگه نوازدمم داره میاد جم کردم اومدم خونه مامانم

خداجونم‌شکرت
منم مث تو یه سره دارم گریه میکنم موندم رو هوا خونه مادرمم قراره همه بیان عیددیدنی خواهربرادرا .بخدا ...

اگر همه رعایت کنن قضیه جمع میشه ولی ملت نفهمن بخدا خسته شدم از بس اطرافیانمو سپردم

عزیزم😔درکت میکنم که خیلی سخته،والا آدم میمونه چی بگه به اینجور آدما،نه دلش میاد نفرین کنه نه میتونه ساده از کنارش بگذره،فقط میتونم بگم مواظب خودت باش دیگه آخراشه انشاالله که بسلامتی زایمان کنی و کوچولوتو در آغوش بگیری و هردوتاتون صحیح و سالم بیاید خونه،با شوهرت صحبت کن و از اوضاع روحیت بهش بگو که چقدر ناراحتی و استرس داری شاید تجدید نظر کنه

هست را اگر قدر ندانی ، میشود بود ....
وقتی درکت نمیکنن چاره چیه عزیزم شوهرمنم کارمنده مجبور بود هرروز بره بچه کوچیک دارم دیگه نوازدمم داره ...

اخه خونه خودم راحت ترم یعنی بخاطر نفهمی اینا من برم خونه مامانم؟

خب باز اونجام حتما میان هرکی نیاد شوهرم که میاد

اگر همه رعایت کنن قضیه جمع میشه ولی ملت نفهمن بخدا خسته شدم از بس اطرافیانمو سپردم

منم خسته شدم دیوونه شدم اومدم خونه مامانم ولی فردا همه میان اینجا عیددیدنی مامانم بنده خدا گیر افتاده این وسط.حال روحی منم خوب نیست داغونم بچم منو میبینه گریه میکنه باشوهرم دعوا دارم یه سره 

الهی....گاهی....نگاهی(همه زندگیم دخترام)
عزیزم😔درکت میکنم که خیلی سخته،والا آدم میمونه چی بگه به اینجور آدما،نه دلش میاد نفرین کنه نه میتونه ...

از روز اول کرونا بهش گفتم 

میگه من نمیتونم تو خونه بشینم 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز