من تازه ازدواج کردم شوهرمم خیلی دوست دارم چون با عشق ازدواج کردیم.خانواده ی شوهرمم خیلی خوب و مهربونن ولی شوهرم یه برادر ناتنی داره که خانومش با من لجه😔همش توی جمع بهم تیکه میندازه بااینکه من هیچی بهش نمیگم.حتی روز عروسیمم بخاطر لجبازی بامن یه لباس سفید پوشیده بود که لباس عروس من ساده تر بود ازلباسش. الان رفته پیش خانواده شوهرم گفته که من پشت سرشون حرفای بدی بهشون زدم اونا هم باورکردن و اخلاقشون با من بد شده.من جز خوبی هیچی نگفتم پشت سرشون چون خیلی دوستشون دارم. حالا چی کارکنم چطوری بهشون ثابت کنم؟
خب همین کارو کن.درمورد تیکه پروندنش هم ازین به بعد تا تیکه میندازه بگو فلانی منظورت به منه؟منظورت چیه؟از چیزی ناراحتی بگو؟تیکه انداختن کار خوبی نیست و شخصیت آدم را زیر سوال میبره...بعد ببین چطوری به تته پته میفته..یه نصیحت:هیچوقت نگو نمیتونم جرأت ندارم میترسم چون واقعا همین میشه.بگو میتونم خیلیم قوی تر از اونم و حقم هست کع از خودم دفاع کنم و اجازه نمیدم کسی منو زیر پاش له کنه بلکه من دیگران را له میکنم و از روشون رد میشم اونوقت ببین چطوری دگرگون میشی واصلا دیگه به ترس فکرم نکن...اگه بخای تو این دنیا مظلوم و تو سری خور باشی به هیچی نمیرسی.بخاطر اینکه یه آدم آشغال ناراحت نشه هیچوقت از حق خودت نگذر
وو الا جاری من تو چشمام نگاه کرد و گفت تو گفتی به دورغ
یه قران میاوردی میگفتی دست بذار که من گفتم اگه دست میذاشت میگفتی خدا مابین منو تو اگه من مقصرم سزای منو بده اگه تو دروغ میگی ایشالله رسوا بشی....من وقتی از خونه بابام میرفتم اونجا یه قران کیفی همرام برداشته بودم به اونجا نکشید..برادرشوهرم ادم خوبیه اما زنش بلایه خیلی اذیت میکنه منکه دمشو چیدم درست یه سوتی حسابی هم ازش دارم اولش خیلی باهاش خوب رفتار میکردم میخواستم باهام دوست باشیم وقتی دیدم چی پشت سرم گفته شوهرم گفت دورشو خط بکش این همرو میندازه به جون هم هیچوقت حتی باهاش دردودل هم نکردم
بعده ۶سال چشم انتظاری...خدایا ممنونم واسه هدیه ای که بهم دادی خودت مراقب آیدین کوچولوی من باش😍😍❤❤تولد٢٦/٦/٩٨
اخه میگم نکنه خانواده شوهرم بگن هنوز نیومده داری دعوا راه میندازی
عزیزم آخه این چه فکریه؟؟؟؟اگه اینطوری گفتن رک و واضح بگو من با کسی دعوا ندارم به عروس اول تون که بزرگتره بگین عاقلانه تر رفتار کنه و ازین به بعد هم باهاش هیچکاری ندارم اگه بخواد بیخودی با من دشمنی کنه.بگو منم نیتم از ازدواج اومدن به میدون جنگ و دعوا نبوده و بفکر زندگی خودمم تو زندگیم هم جز آرامش چیز زیادی نمیخام .شمام اگه حرفم را قبول ندارین اشکالی نداره من همیشه اموراتم را به خدا واگذار میکنم.همه اینارو با احترام بگو و اگه جلوی جاریت هم باشه که چه بهتر