2777
2789
عنوان

شک و بدبینی

115 بازدید | 2 پست

سلام دوستان لطفن راهنماییم کنین من احتیاج دارم با کسایی صحبت بکنم شاید آروم بشم.من با جاریم زیاد رفت و آمد نداشتیم تا اینکه قطع رابطه کردیم چند وقت پیش دلم واسه شوهرم سوخت گفتم زنگ بزن ب داداشت و آشتی کنید.بعد از چند وقت برادرشوهرم ب زنش جلوی ما گفت که حرف دلتو به زنداداشم(من)بزن تا راهنماییت کنه.اونم بهم گفت ک من دوست دارم باشماها راحتتر باشم.یعنی تو برو با شوهره من منم میرم باشوهره تو.وقتی برادرشوهرم فهمید ک بهم گفته گفتش ک این مشکل اعصاب داره و سالی 1-2بار باید بستری بشه وشوک بگیره باهر خونواده ای که رفت و آمد کنیم حرفش همینه.نمیخوام دیگه ببینمشون فقط به اصرار شوهرم میرم اونجا وقتی هم میریم خوتشون میاد کناره شوهرم میشینه خیلی اذیت میشم شوهرم میگه این عقل نداره من فقط ب خاطره داداشم میخوام ک بریم اونجا

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز