روز پدر است با خودم کلنجار می روم که این روز برای پدر من نیست پدری که به مادرم خیانت کرد منو مجبور به ازدواج کرد یا با بهونه گیریاش زندگیمونو خراب کرد بعد یه چیزی تو مغزم منو به بچکی میبره باهمه بدیهاش چقدر تو ذهن من بزرگمرد بود به خاطرش 20میگرفتم بغلش میکردم هیچ وقت از نظر مالی واسمون کم نذاشت لباس خوراک همیشه بهترینا رو داشتیم ولی اخلاقش ما رو ازش دور کرد از وقتی با ایندم بازی کرد دیگه دوسش ندارم ولی دروغ چرا ،،،،حالا که تو دام اعتیاده بی پوله بدبخت وندار ومن سخت هر وقت میبینمش تو تنهاییم گریه می کنم حالا شده یه ادم مفلس بدبخت که هیچ کس دوسش نداره ولی دروغه ما دختریم دختره و باباش چه سخته جدال عقل و قلب یه دختر،،،،😥😥😥😥😥😥