2777
2789
عنوان

سقط مکرر

| مشاهده متن کامل بحث + 1158890 بازدید | 14067 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

منم اول از تزریقش میترسیدم هپارین رو باید روی بازو رون و شکم زد من شبها شوهرم برام رو دستم و شکمم میزنه روزهام خودم روی رونم میزنم نباید بترسی.اینقدر نوک سرنگ تیزه که تا بزاریش روی پوست خودش میره داخل
میبخشین یادم رفت سال نو روبهتون تبریک بگم،سال نو مبارک!میبیینم همه رفتین عید وشادیو ... امامن نه دلشو دارم نه چی،امسال اصلا حس نمیکنم که عیده،متوجه هیچی نیستم وهیچ خریدی هم نکردم چون دلم شکسته خیلی ام شکسته،
الله الله کنی به الله میرسی!
الان که دارم حرفای دلمو میگم تک وتنها خونه بابام ام،شوشو که رفته خارج کشور تا آخرای فروردینم نمیاد،منم که الان 10 -12 روزی میشه که بچم واسه بار سوم سقط شد،خیلی وحشتناکه !از طرفی شوشو پیشم نیست از یه طرفی بچم سقط شد،نمیدونم باید چیکارکنم،تمام امیدم به خداست
الله الله کنی به الله میرسی!
بچه ها من دوساله ازدواج کردم،خب اوایل که بعد 3 ماه رفتم دکتر گفت توتخمدانم ،کیست های خیلی کوچیکیه همون پلی کیستیک،که گفت خیلی مهم نیستش اما باید باکلومیفن بارداربشم منم خوردم وبعد یه ماه باردارشدم اما بچم تو 8 هفتگی که قلبسم خوب میزد اما خب لکه بینی ام داشتم،خلاصه تو 8 فتگی سقط شد،خیلی دلم شکست ،یه دکتر اینجا گفت اشکالی نداره باردوم دیگه نمیره،اتفاقی بوده،ازمن بیچاره آزمایشی نگرفتن،دفعه دوم بعداز1 سال که این بار خارج از کشور بودم دوباره باردارشدم اما،یک شب بعد نزدیکی بچم تو هفته 5 ،به لکه بینی افتاد واونم سقط شد،چون منو شوشو هم پسرداییمه هم پسرعممه،دکتر 10 روز بعد سقطم منو فرستادن آزمایش ژنتیک،که نمونه خون هامونو واسه آز ژنتیک به ایران فرستادن،که نتیجه دوتامونم نرمال بود!منم بعد مدتی به ایران برگشتم ودکتراینجاواسم متاسفانه آزمایشات تکمیلی سقط رو ننوشت،فقط واسم یه سری آزمایشات مربوط به پرولاکتین وتیرویید وآزمایشات ادراری ویکی ام اسپرم شو شو رو آز دادن،که بنظرم خیلی محدود بودن
الله الله کنی به الله میرسی!
تو این آزنایشات محدود،یکی اسپرم شوشو گفتن ضعیفه که اونم با دارو به حد نرمال رسوندنش،البته بامصرف قرص ال کارنی تین، به منم گفتن پرولاکتینم کمی بالاست وبهم قرص دادن وگفتن این دوتامیتونه عامل اصلیه سقطت باشه خانونی!خلاصه بعداز 7 ماه درمان من توی دی ماه 93 برای بار سوم البته با قرص لتراکس دوباره حامله شدم،دیگه اینبار خیلی مطمین بودم که این یکی واسم می مونه،هنوز هیچ چی نشده رفته بودم لباسای حاملگی میخریدم،شوشو روهم با این کارام خیلی امیدوار کرده بودم بچه ها،منو شوشو واسه اینکه من تواستراحت مطلق باشم منو آورد خونه مامانم که تا 9 ماه اینجاباشیم،وهمه خوب بهم برسن،منو شوشو خیلی خیلی خوشحال بودیم،همش مینشستیمو برنامهریزی نیکردیم البته دکتر بهم شیاف پروژسترون شبی یه دونه داده بود تابه لکه بینی نیفتم،تو هفته پنج که رفتم سونو گفتن همه چی طبیعیع و2 هفته دیگه واسه شنیدن قلب نی نی دوباره بیا سونو،بعد 2 هفته که رفتیم گفتن جنین اصلا قلبش تشکیل نشده وتو هفته 5 مونده ورشدش متوقف شده،وای که چه حالی داشتم وقتی شوشو رو تو اون حال دیدم که چشماش پراشک شده بود وفقط دکترو نگامیکرد،بیچاره منتظر خبرای خوش بود،اومده بود صدای قلب بچه شو بشنوه،وای خدایا چقدر سخت بود اون لحظه،الانم از خودم بدم میاد همش حس میکنم یه آدم بی عرضه م که نتونستم به شوهرم یه بجه بدم
الله الله کنی به الله میرسی!
حالا ازهمه بدتر شوشو چون قراربودبعد یعگه هفته بره مسافرت دیگه منم از دکتر خاستم با قرص بچه رو سقط کنه ،واونم قبول کرد وبا قرص ونهایت چند تا آمپول بچمو سقط کرد،الان یه 12 روزی میشه که سقط شده،حالا من موندمو یه دنیا فکر وخیال،خیلی غصه میخورم بچه ها،دلهره دارم میترسم
الله الله کنی به الله میرسی!
حالا جالب اینجاست که دکترم برگشته باکمال خونسردی به شوشو میگه آهان ایندفه از خانمت آزمایشات انعقادی میگیرم که اگه درست باشه بهش آمپول هپارین میزنیم،آخه یکی نیست بهش بگه آدم حسابی خب این آزمایشو از همون اول ازم میگرفتی،اصلا براشون مهم نیست که،این وسط ماهاییم که صدمه میبینیم
الله الله کنی به الله میرسی!
ریحانه جان سلام عزیزم ، امیدوارم که توی ساله جدید مشکلات قبلیت حل بشه منم دو بار بارداری بدون جنین و قلب داشتم . کلی غصه ناراحتی .... ولی باید دنباله علت بگردی و مشکلو حل کنی با نا امیدی هیچ چیز حل نمیشه اگه میتونی برو مرکز ابن سینا ازمایشاته سقطو کامل بده من سه ماه پیش رفتم کله ازمایشاتو دادم الانم داریم قرص میخورین هم خودم هم همسرم به منم اسپرین داده و ویتامین . گفت به محضه باردار شدن ، هپارین خلاصه خواستم بگم خواهر گلم غصه نخور ... امید و توکل به خدارو جایگزبن غم و ناراحتیهات بکن من اومدم زیارت پابوسه اقا امام رضا برات دعا میکنم
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند ... ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید امیدی هست چون خــــدایـــی هست ... آری ، وچه زیبا نوشته بود ... همواره با خود تکرار میکنم،امیدی هست ؛ چون خــــدایـــی هست ...
ریحانه جان اگه دوست داشتی بیا تاپیکه تجربیات درمانی در ابن سینا یا تاپیکه درمان با طب سنتی و گیاهی
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند ... ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید امیدی هست چون خــــدایـــی هست ... آری ، وچه زیبا نوشته بود ... همواره با خود تکرار میکنم،امیدی هست ؛ چون خــــدایـــی هست ...
ریحانه جان اگه دوست داشتی بیا تاپیکه تجربیات درمانی در ابن سینا یا تاپیکه درمان با طب سنتی و گیاهی
گاهی اوقات دستهایم به آرزوهایم نمی رسند شاید چون آرزوهایم بلندند ... ولی درخت سرسبز و شاداب صبرم می گوید امیدی هست چون خــــدایـــی هست ... آری ، وچه زیبا نوشته بود ... همواره با خود تکرار میکنم،امیدی هست ؛ چون خــــدایـــی هست ...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2834
2835
2108