|
مشاهده متن کامل بحث +
1158890 بازدید
|
14067 پست
دوستان عزیر سلام من مشکل بارداری ندارم مشکل اصلی من سقط است من 5سقط مکرر داشته ام تقریبا به فاصله یک سال تا یک سال ونیم هر بار حامله میشدم به دکترهای زیادی مراجعه کردم وتمام ازمایشات لازم را انجام دادم اماماه قبل هم که باردار بودم در ماه اول سقط شد.حدود دو سال است تحت نظر رویان هستم دوبار میکرو کردم هربارسه جنین انتقال دادند اما نگرقت میخواهم به موسسه ابن سینا که فوق تخصصی است و مخصوص سقط مکرر است مراجعه کنم.ایا کسی هست که مشکل مرا داشته باشدیا کسی هست که این مرکز رابشناسد واطلاعاتی درمورد این مرکز به من بدهد.
نه اینا رو اصلا ندادم . دکتر اهوازم گفت من 2 سقط به بعد وقتی مشکل از نطفه نباشه میدم . بعدشم من همین اهواز فهمیدم که پروتئین سی پایین و انتی تی پی او بالا دارم
آخه بعضی از تاپیکها میگن که نباید غیر از بحث تاپیک بحث دیگه ای باشد. سلام و علیک و ... منم گفتم شاید صحبتم با مریم در مورد سفرش، طبق قانون تاپیک باید حذف بشه.
پس تو کلگزان و آسپرین هم مصرف کردی؟ چندمیت بود؟ بارداریهای قبلیت هم با قلب بودن یا بدون قلب؟ من قبلی ها رو آسپرین میخوردم ولی آخری رو فقط یه دونه هپارین زدم لکه بینی هم داشتم که نموند و دفع شد.
خدایا به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی ازت ممنونم.
من آرهههههههههه . اولی که به سونو نکشید . دکتر اهوازم و معینی معتقدن احتمالا اون هم قلب داشته . طبق شرایط از دستش دادم قبل از 8 هفته . منم اون موقع نمیونستم چس ر انتظارمه فکر کردم مثل بقیم سونو رو گذاشتم 8 هفته . تو 7 هفته سقط شد . اونجا هم اینقدر خونریزی خفن دادم ماماهه گفت من نفهمیدم چی شد ................ دومی و سومی که 6 هفته قلب داشتن . یکیش 8 هفته که رفت . بعدی هم کلگزان زدم هم اسپرین خوردم که 11 هفته مرد
اره واسه همسن معینی گفت پردنیزولون اگه دوباره اتفاق افتاد سرم که من گفتم نه دیگه . چه میدونستم اینقدر گرون میشه هر چند شوشو میگه حق نداری بگی کنسل من حاضرم بدم پولش رو تو فقط زحمت زدنش رو بکش
راستش تو فکرم که این ماه دیگه جلوگیری نکنم اما 29 تیر وقت معینی دارم و 1 مرداد عارفی که برم جواب از رو نشون بدم الان تقریبا 3 ماهه که داروهارو خوردم و به نظرم دیگه وقتشه آخه از سقطم هم 6 ماه گذشته
اره مریم نترس . منم به محض اینکه مجوز بدن میرم تو کاااااار . توکل به خدا . باید به فکر اون 5% اتفاق بدم باشیم و اقدامای بعدی که امیدوارم واسه هیچ کدوممون پیش نیاد اما عقل سلیم حکم میکنه بهش فکر کنیم . معینی هم بهم گفت . اینا ته داروش هست تا ببینیم خدا چی میخواد
یاد خودم افتادم لحظه ای که برای بار دوم منتظر بودم بگه قلب داره ولی به منشی اش گفت بنویس .... اشک تو چشام جمع شده بود. تو راه برگشت، بازم امیدوار بودم ولی نگاه به برگه که میکردم هیچی توش نبود.
ای خدای مهربون ای خدای پاک آسمونها نزار بچه هایی که اینجا با هم هستیم و خود من، دیگه اون لحظه های تلخ رو تجربه کنن. خدایا به این وقت عزیز، دعاهامو بشنو
خدایا به خاطر همه نعمتهایی که بهم دادی ازت ممنونم.