قانون جذب میگه به منفی فکر کنی، منفی سرت میاد! یه جاهایی راست میگه ولی باز زیربناش یه چیز دیگه است، نه امواج و ارتعاش.
فکر کن یه نفر فردا ارائه کلاسی داره و همش میترسه خراب کنه، بقیه قضاوت منفی کنن، استاد ازش ایراد بگیره و آبروش بره و وقتی ارائه میده، واقعاً همینطور میشه. آیا مقصر فکرشه؟ بله فکرشه ولی نه امواج فکرش، اثری که فکرش روی مغزش داره.
این فرد با همین افکار باعث شده تمرکزش واسه خوندن ارائه پایین بیاد و با تسلط درس نخونه، شب با استرس خوابیده یا اصلا نخوابیده که همین خواب کم روی تمرکز و حافظه اش اثر منفی داره. موقع ارائه به جای اینکه روی کارش تمرکز کنه، روی نگاه بچه ها و استاد و اضطراب گرفتن خودش تمرکز میکنه و دوباره افکار منفی میاد که داری خراب میکنی، آبروت رفت و... مجددا تو یه سیکل معیوب اضطرابش بیشتر میشه، چرت و پرت میگه و واقعا ارائه ش خراب میشه.
یه زیربنای دیگه هم داره به اسم سوگیری توجه. قانون جذبیا میگن به هرچی فکر کنی، همون میشه، مثلا به فلان مشکل فکر کنی، نشونه هایی سر راهت میاد. بله میاد ولی نه اینکه اگر فکر نمیکردی، اینا نمیومد. گاهی اوقات ذهن ما وقتی درگیر مسئله ای هست، به چیزهایی که مربوط به اون مسئله است، بیشتر تو محیط توجه میکنه، یعنی اونها رو هایلایت میکنه. مثلا یکی بگه همه من رو دوست دارن یا برعکس من آدم ناتوانی هستن. مغز اون طبق این باور خودش، خودبخود تو محیط به دنبال شواهدی که نشون میده دوست داشتنیه میگرده و اونها رو هایلایت میکنه و فرد فقط یا بیشتر اوقات به این شواهد توجه میکنه و نتیجه میگیره ببین من فکر میکنم دوست داشتنیم، اینم شواهدش. برعکس باور به اینکه من ناتوانم باعث میشه فرد کوچکترین اتفاقی که براش میفته و نشون میده یه جا ناتوانه، اونو بیشتر بهش توجه میکنه و تو حافظه اش میمونه و اتفاقاتی که خلاف این باشن، به چشمم نمیاد و میگه نه بابا اون شانسی بود.
یا کسی که فکر میکنه بقیه غیرقابل اعتمادن، به خاطر این باورش مدام از بقیه فاصله میگیره، تو حرفای دیگران حتی اگر خنثی باشن، سونیت برداشت میکنه یا مدام شوهرش رو چک میکنه تااا بالاخره بعد از این همه گشتن و برداشت منفی یه چیزی دستش میاد دیگه. چه بسا شوهرش از دست کاراش خسته میشه و واقعاً یه روز از زنش زده میشه و ترجیح میده بره با یکی دیگه. قانون جذب میگه این خیانت رو جذب کرده ولی علم روانشناسی بالینی میگه این حجم از بی اعتمادی باعث شده فرد رفتارهای افراط و تفریط زیادی داشته باشه، به کسی اعتماد نکنه یا کسانی که دور و برش هستن رو با رفتارها و حرفهاش رنجانده، در نتیجه دیگران هم واقعاً باهاش بدرفتاری کردن.
تو کتاب آنجا که عقل حاکم است و زندگی خود را دوباره بیافرینید هم اینا رو بیشتر و دقیق تر و متنوعتر گفته و هم مثال های وااقعی که اتفاق افتادن رو بیان کرده و هم مکانیزم زیربنایی ابنکه چجوری فکر ما باعث این اتفاقات میشن.
حضرت علی میگه مراقب افکارت باش، چون افکار تو اعمال تو رو میسازن و اعمال تو شخصیت تو را و شخصیت تو، سرنوشتت رو.