من حامله بودم سوار یه تاکسی شدم مرتیکه هیز میگفت خانوم شما مشکلی دارین؟؟؟ گفتم وااا ینی چی
گفت اخه از پشت که دیدمدتون راه میرفتین یه جوری راه میرفتین
اخم کردم گفتم اقا من باردارم
بعد همش تو اینه نگام میکرد
خیلی ناراحت شدم
اما خب دیگه جز این موردی برام پیش نیومد