2777
2789

۶ماه قبل باهاش آشنا شدم خیلی خوب بود  تو گروه بودیم چت میکردیم و همینطور گذشت  تا دیدم یه روز از طریق لینک ناشناس حرف دلشو برام فرستاده بود و من باهاش دعوا کردم که نه از تو توقع نداشتم قسم خورد که قصد بدی ندارم همینطور گذشت ما باهم دوست شدیم و فهمیدیم مال یه محله ایم خدا شاهده مال یه محله بودیم ولی یبار هم باهاش بیرون نرفتم روزای خوبی داشتیم باهم حرف میزدیم میخندیدیم تا رفت لنگه 

5 سال بود منتظر نی نی بودیم ولی خبری نبود🥺

پارسال محرم یه نی نی تو بغل مامانش دیدم که یه لباس سفید پوشیده بود با دوتا بال فرشته پشتش🥹

از مامانش آدرس فروشگاه رو پرسیدم و منم همون موقع یه لباس سقا به نیت بارداری خریدم☺️

باورت میشه امسال منم یه فرشته کوچولو دارم و میخوام ببرمش مراسم شیرخوارگان ؟😍

بیا بزن رو این لینک و لباس محرم نی نیمو ببین🥰

رفت اونجا اخلاقش عوض شد در کل توقع نداشت چیزی بهش بگی میگفت دلم محبتت و میخواد  ۲اسفند رسید و م شب تولدش شد و گفت بیا تصویری گفتم برق نداریم الان و گفت تو منو نمیخوای الان بهونه داری گفتم بخدا برق نیست زنگ بزن از مامانتینا هم بپرس و گفت نه اگه منو میخواستی هر دلیلی پیدا میکردی

و بلاکم کرد و تا آزادم بعد چند وقت وضعیت گذاشتم که دلم تنگه گفت من دیگه  نمیمونم تو منو نمیخوای ولی خداشاهده فکر رو روزم خودشه و الان نمیدونم چیکار کنم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز