2777
2789

۶ماه قبل باهاش آشنا شدم خیلی خوب بود  تو گروه بودیم چت میکردیم و همینطور گذشت  تا دیدم یه روز از طریق لینک ناشناس حرف دلشو برام فرستاده بود و من باهاش دعوا کردم که نه از تو توقع نداشتم قسم خورد که قصد بدی ندارم همینطور گذشت ما باهم دوست شدیم و فهمیدیم مال یه محله ایم خدا شاهده مال یه محله بودیم ولی یبار هم باهاش بیرون نرفتم روزای خوبی داشتیم باهم حرف میزدیم میخندیدیم تا رفت لنگه 

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

رفت اونجا اخلاقش عوض شد در کل توقع نداشت چیزی بهش بگی میگفت دلم محبتت و میخواد  ۲اسفند رسید و م شب تولدش شد و گفت بیا تصویری گفتم برق نداریم الان و گفت تو منو نمیخوای الان بهونه داری گفتم بخدا برق نیست زنگ بزن از مامانتینا هم بپرس و گفت نه اگه منو میخواستی هر دلیلی پیدا میکردی

و بلاکم کرد و تا آزادم بعد چند وقت وضعیت گذاشتم که دلم تنگه گفت من دیگه  نمیمونم تو منو نمیخوای ولی خداشاهده فکر رو روزم خودشه و الان نمیدونم چیکار کنم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

میاید پلیززز

yuiopk | 31 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز