بخدا دیگه خسته شدم اصلا بهم احترام نمیزاره به کوچکترین چیز گیرمیده ظهر از سرکار برگشت تا نمازشو خوند سفر اماده کردم گفت دیگی که فلانی توش برامون روغن حیوانی فرستاده شستیبه داداشم داد که بهشون بده بهش گفتم یادم رفت عصر میرم به داداشت میدم شروع کرد به داد بیداد کردن بد دهنی بنظرتون میارز بخاطر ی دیگ ینجوری سرم داد بزن بهم توهین کنه
پری روز یکی از دوستاش برامون روغن حیوانی فرستاد شوهرم گفت ظرفو بشور بده دست داداشم بفرسته براشون چون داداشش تو اون روستا معلمه منم یدم رفت دیروز عصر برم ظرفو به داداشش بدم