لحظه ب لحظه با خوندن و تحقیق کردن دارم بیشتز از میفهمم ک ممکنه با این جواب سونو و کبد شوهرم دچار سرطان لنف شده باشه...انقد که الان دارم با بدترین حال ممکن این تایپیکو مینویسم انقد التماس خدا کردم ک هیچ چیزی نباشه...
اخه مگه میشه انقد درد و سختی پیش بیاد و تموم نشه.. بعد از پنج ماه زندگی مشترک... تو این 22سال زندگی که دوتا از برادر هامو یکیش با اتش سوزی و یکیش بدو تولد به خاطر نبود امکانات دچار معلولیت ذهنی بشه و بعد از 26سال سن با بیماری سرطان روده فوت بشه حالا نمیتونم داغ دیگه ای رو تحمل کنم نمیتونم یه ذره درد کشیدن عزیز ترین کس زندگیم عشق زندگیمو ببینم..شاید این حرفا ارومم نکنه اما خالیم میکنه.ازتون میخام دعا کنید هیچ اتفاقی نیوفته تورو ب فاطمه زهرا پیش خدا دعام کنید