2777
2789
عنوان

تلخ و شیرین بارداری تا زایمان من

223 بازدید | 26 پست

برای بارداری دومم دوسال دارو درمون کردم بعد از رفتن به متخصص های مختلف یه ماما تو یه جای معمولی بهم گفت میدونی چقدر این قرصا واست ضرر داره شوهرت از بده بع د متوجه شدیم تعداد اسپرماش کمه وحرکتشون متوسط خلاصه ماه رمضون بود دکتره یه بسته قرص تقویتی خروس نشان واسه شوهرم نوشت گفت اگه تاثیر نکرد باید پیگیری کنه من تو همون ماه باردار شدم پسرم چهار سالش بود ویار وحشتناکی داشتم بعد افسردگی گرفتم میگفتم بچه میخوام چیکار از بس یه همدل نداشتم شوهرم سرکار بود هیشکی یه لیوان اب بهم نداد منم از بس بالا میوردم یه سطل کنارم بچم میگفت مامان تو رو خدا شامی میخوام ولی من از جام نمیتونستم بلند شم به همسایه گفتم خدا خیرش بده واسه بچم درست کرد مادرم زندگیش خراب میگفت چیه توقع داری به من چه خواهرم طلاق گرفته بود تا فهمید بدو بدو با ناراحتی رفت بالا انگار تقصیر منه مامانم چیزی جلوم نمیذاشت که شوهرش فکر نکنه واسم خرج می کنه خیلی گریه می کردم اون موقع ما پایین شهر بودیم همسایه ها با صفا بودن کمک می کردن شوهرم فهمید بچه دختره خیلی خوشحال شد 8ماه بودم اعصاب مادرم خراب افسردگیش عود کر د اومد خونه50متری شد وبال من هی باید چیزی جلوش میذاشتم چراغا خاموش خیلی بد بود من انفولانزا گرفتم پسرمم همین طور باید پرستاری اینم می کردم قرار بود پچه 10فروردین دنیا بیاد من نیمه اسفند رفتم پرونده باز کنم نوار گرفتن گفت شکلات بخور  نوارش خوب نیست گفت سونو تو سونو هم تنفسش خوب نبود گفت جفت خوب خونرسانی نمی کنه باید عمل شی ساعت 12شب بود مادرم شوهرم اومدن مادرم با یه وضع غم انگیز دپرس داغون منکه خوشحال گفتم دیگه راحت شدم گفتم مامان میخوام برم دستشویی گفت نمی خواد داری میری عمل دیگه رفتم سریع اتاق عمل دکتره همون بود که پسرمو دنیا اورده بود پیر مرد مهربون  بیحس شدم زمان زیادی نگذشته بودکه تهوع شدید گرفتم گفتم دکتر دارم بالا میارم گفت بالا بیار هیچ عیبی نداره من بالا میوردم دکتر شعر میخوند خدا خیرش بده مهربون بود بعد تو ریکاوری رفتیم دریغ از یه مسکن یا شیاف شاید تواون24ساعت یه شیاف با یه مسکن بخش جا نداشت ما بدون بچه بدون همراه درد زیاد تا فرداش که رفتیم توبخش مادرمو دیدم پرستار بچه رو داد دختر سبزه مو فرفری با چشای مشکی درشت خیلی خوشحال شدم نیم ساعت نشده بود گفتن همراه بره بعد گفتن بشینید مریضای عمل سرپایی بیان رو تخت من رو صندلی بچه بغلم مثل بید می لرزیدم خدا ازشون نگذره خلاصه بهار کوچولو نیمه اسفند 93 با وزن2500قد50به دنیا اومد حالا تجربه های من مخصوصا اگر کیست دارید و باردار نمیشید حتما شوهرتون ازمایش بده تعداد زیاد رابطه ربطی به سلامت اسپرم همسر نداره  در بارداری با ادمای دپرس و انرزی منفی نباشید افسرده تر میشید به تغذیتون برسید و مکملاتونو حتما بخورید اگه وضع مالیتونم خوب نیست باز حتما به تغذیتون برسید من برا پسرم متخصص رفتم دخترم ماما به نظرم برای مراقبت بارداری متخصص بهتره مامای من توقف رشد بچه ی منو تشخیص نداد حتی شده برای بیمارستان طلا بفروشید این کارو کنید واز خوبی بیمارستان مطمین باشید.   روز همه مادرا مبارک💕💕💕💕

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

بله من میخونم البته بیکار نیستم متن خوندن رو دوس دارم چون اطلاعاتم زیاد میشه😊

باشه بخونین موفق باشین

من آخه وقت ندارم

کاش همه چیزبه وقتش برات اتفاق بیفته،همون موقع که ذوقش روداری...زمان همه چیزروبی رنگ میکنه،لذت هارونابود...

درکت میکنم منم بارداری خ وحشتناکی داشتم ولی شکر خدا بچه اولم بود مادرم خ کمکم کرد خدا همه ی مادررا نگه داره

ادما میتوانند هرجور که دوست دارند زندگی کنند بشرط اینکه باعث اسیب ب زندگی بقیه نشه..کاش بشه بریم ی جایی که بخاطر دیگران راه رسم زندگیم عوض نکنیم .. ...ب امید  روزی این سرزمین جای بهتری شود برای زندگی
ادم بیکار نه ولی ادمی که بخواد از تجربه کسی استفاده کنه چرا

من خوندم، خدا بچه ها تو برات حفظ کنه عزیزم  

دعا کن امیرعباس منم صحیح و سلامت به دنیا بیاد و بغلش کنم

خدایا شکرت....❤❤
ادم بیکار نه ولی ادمی که بخواد از تجربه کسی استفاده کنه چرا

عزیزم ایشالله همیشه تنت سالم و سایت بالا سر بچه هات باشه روزت هم مبارک

همه زن ها میتوانند یک زن واقعی و کامل باشند. یک مادر مورد اعتماد باشند.اگر مرد زندگی شان به اندازه کافی مرد باشد....
اگه وقت نداشتی الان اینجا نبودی😂😂😂

😂الکی میچرخم

یه جابندنیستم که

ازاین تاپیک به اون تاپیک یه نگاه میندازم ردمیشم

کاش همه چیزبه وقتش برات اتفاق بیفته،همون موقع که ذوقش روداری...زمان همه چیزروبی رنگ میکنه،لذت هارونابود...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

طویله

ماهور، | 42 ثانیه پیش
2791
2779
2792