من امشب عروسی دعوت بودم نزدیک دوساله ک نرفتم بودم عروسی
پسرمم آسم داره نمیتونم ببرمجای شلوغ چون به سرفه میافته بعد شوهرمم امشب انقد کار داشت ک گفت ۱۲ میام ولی ساعت ۶ونیم اومد خونه گفت من پسرمونو نگه میدارم تو برو عروسی و این بهترین کادو بود برام😍😍😍😍
البته پیشپیش پول داده بود ک هر چی دوس داشتی بخر