بچه ها من مدتی پیش اومدم رابطه ام با یه پسری رو واسه مامانم تعریف کردم. خیر سرم فکر کردم مامانمه رازداره دلسوزمه... حالا همش حس میکنم دلش طاقت نمیاره و میخواد یه همه بگه! خیلی قسمش دادم و قول گرفتم اینکار و نکنه اما تازگیا رفته به خاله ام اس ام اس داده که آره من دخترم قراره عروسی کنه بره خارج از کشور منم باهاش میرم!!! البته جزئیاتش رو تعریف نکرده اما چون با خاله ام مشکل دارن خواسته دل اونو بسوزونه و پز بده!! الانم من مطمئنم دهن به دهن میشه و یک کلاغ چهل کلاغ میشه تو فامیل! والا هنوز پسره درست حسابی هم خواستگاری نکرده اصلا ما معلوم نیست قراره به هم برسیم یا نه! فقط دو روزه خیلی نگرانم نکنه باز تو فامیل پخش شه!! چیکار کنم به نظرتون؟؟؟ البته چیزی نیست که بگیم آبروم رفته. خبر بدی که نیستش اما نمیدونم چرا استرس گرفتم! آخه بگین من چیکار کنم؟ میدونم اشتباه کردم و نباید رازم رو میگفتم اما دیگه کار از کار گذشته.... خیلی ناراحتم