خانوما من تقریبا ۶ سال پیش که یکی از فامیلامون ازدواج کرد یکی از فامیلای دامادو تو هر یک از مراسما که میدیدمشون هی با خودم میگفتم ک آقا اینا چقد باکلاسن و بافرهنگن کاش یه پسر مجرد داشتن و من عروسشون میشدم اتفاقا اونام ( مادرش و خواهرش و زن داداشش) از من خیلی خوششون میومد به مامانم میگفتن چقد دخترتون خوشگل و آرومه 😂😂 بعد گذشت ماه رمضون بود یهویی اومدن خواستگاریم اونقد ذوق مرگ شدم ک نگو از من نظر خواستن بعد من خجالت کشیدم همون موقع بگم نظرم مثبته گفتم میگن چقد هوله و اینا چن روز گذشت کسی نظرمو نخواس پرسیدم که چی شده گفتن رد کردیم چون شنیدیم مشروب میخوره لوسه از اون روز من از همشون ناراحتم😔 درکشون نمیکنم خب مشروبو میذاره کنار ای بابا
چی میشه خب مشروب بخوره؟ یعنی مشروب خورا آدمای بدین؟