عموم اینا توی محله ای هستن که خونه هاش خیلی قدی می هستن و آپارتمان هم هستن
یه مدت یه خانواده عرب عراق اومده بودن واحد روبرویی اینا سه تا دختر داشت عجیب غریب
یروز اومدن گفتن بیاید روح احضار کنیم من که مسخرم میومد اصرار کردم که آره اینکارو بکن خلاصه برقا رو خاموش کردیم و شمع روشن کردن و وسایلشونو که نمیدونم اسمش چیه ولی حروف الفبا و اعداد و اینا بود با یه نشانگر گذاشتن شروع کردن یه چیزایی گفتن و گفتن روح یه پسر الان اینجاس و شروع کردن ازش سوال پرسیدن دستشونو بافاصله روی نشانگر گذاشته بودن و نشانگر حرکت میکرد من اول فکر کردم خودشون دارن حرکتش میدن ولی دیدم فاصله داره دستشون و خودمم دستمو گذاشتم رو دستشون و دیدم که نشانگر واقعا خود به خود داره حرکت میکنه یعنی واقعا وحشتناک بود جیغ زدم و برقا رو روشن کردم و فرار کردم
مثلا میپرسیدن چند سالته نشانگر اول رفت سمت عدد ۲ بعد ۵ یعنی ۲۵
به خدا الانم یادش افتادم سر درد گرفتم