کلا شوهرم طرز فکرش اینه که خانم تو خونه باشه،فکرشو بکن عروسی هم نمیزاشت ونمیزاره برم،وخیلی چیزای دیگه،وتحت تاثیرحرفای پدرومادرش برام پول خرج نمیکردالانم خیلی کم،ولی مجردیم هرچی میخواستم بابام میخرید البته وضع بابام متوسط بود،خشک ودرونگراست،منم باباومامانم خیلی محبت میکردن،خیلی سختمه،اصلا ن تفریح ن سرگرمی ن مسافرت،کلانیم ساعت خونس که لام تاکام حرف نمیزنه خیلی تلاش کردم یه کم عوض بشه ولی نشد الان خودمم دارم میشم مثه ایشون...خیلیاشو حوصلم نمیکشه بگم