فدای چشمات بشم گلم
دمت گرم همین که میگی
الان یه اژیر بنفش شکمم زد شوهرم بیدار شددددددد😯
فکر کن
ابروم رفت
هرچی ابرو تو این چند سال جمع کرده بودم به باد رفته طفلی بلند شد برام یه سیب اورد دارم میخورم
از خجالت هیچ حرفی بینمون رد و بدل نشد اصلا
مثل برق گرفته با صدا بیدار شد یه نگاه عاقل اندر سفیهی کرد بهم رفت سیب اورد تخت خوابید
لعنت بر شکمی که بی موقع قارو قور کند