من چندروز پیش یه تاپیک زده بودم درباره ترس نوزاد،پسر سه ماهه م بعضی وقتا انگارکه از یه چیزی بترسه یهو دستاشو ازهم باز میکنه،پاهاشو تیر میکشه،چشاش گرد میشه و میلرزه،دکترم بردم گفت طبیعیه نوار مغزم ننوشت،اما من خیلی نگرانم شنیدم که اینجور مواقع احتمال تشنم هست،تو روخدا اگه تجربه دارین کمک کنین
میترسم خب دخترمنم یه صدا میاد میلرزه از ترس واسه اینه خونه هامون مدام ساکت و خلوته با یه صدا بچه میترسه من چندوقتیه تلوزیون و روشن میکنم صداشو زیاد میکنم یا جارو برقی می کشم بغلش میکنم به صداها عادت کرده خیلی بهتر شده
نمیدونم چرا اینجوری میشه ولی از تصورش دلم خواست بچلونمش
وَلاَ تَقْتُلُواْ أَوْلادَکُمْ خَشْیَةَ إِمْلاقٍ نَّحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَإِیَّاکُم إنَّ قَتْلَهُمْ کَانَ خِطْءًا کَبیرًا🌺و فرزندان خود را از ترس تنگدستی نکُشید[که]ما به آنان و شما روزی می دهیم; به راستی کشتن آنها گناهی بزرگ است. سوره مبارکه أسراء آیه۳۱. امضام از اول عضویتم همراهمه❤️ خیلی دوستش دارم. امیدوارم بتونم با یادآوری دائمش جون جوجه کوچولوها رو نجات بدم☘️
زنی که صاحب فرزند نمیشد؛ پیش پیامبر زمانش میرود و میگوید: از خدا فرزندی صالح برایم بخواه...پیامبر دعا میکند ، وحی میرسد که آن زن را بدون فرزند خلق کردم. زن میگوید خدا رحیم است و میرود.سال بعد باز تکرار میشود و باز وحی می آید که بدون فرزند است. زن این بار نیز به آسمان نگاه میکند و میرود.سال سوم پیامبر زن را با کودکی در آغوش میبیند.با تعجب از خدا میپرسد: بارالها، چگونه کودکی دارد؟او که بدون فرزندخلق شده بود!؟وحی میرسد: هر بار گفتم فرزندی نخواهد داشت، او باور نکرد و مرا رحیم خواند. رحمتم بر سرنوشتش پیشی گرفت. با دعا سرنوشت تغییر میکند، از رحمت الهی ناامید نشوید اینقدر به درگاهی الهی بزنید تا در باز شود...ميان آرزوی تو و معجزه خداوند، ديواری است به نام اعتماد. پس اگر دوست داری به آرزويت برسی با تمام وجود به او اعتماد کن ....هيچ کودکی نگران وعده بعدی غذايش نيست!زيرا به مهربانی مادرش ايمان دارد.ای کاش ايمانی از جنس کودکانه داشته باشيم به خدا. یدونه صلوات مهمونم میکنی