2821
2789
عنوان

بارداری من❤️😍

311 بازدید | 34 پست

سلام

میخوام داستان بارداری‌م و بنویسم شاید بدرد یکی خورد😋

من از برج ۴ خیلی جدی واسه بارداری اقدام میکردم 

ماه اول مطمعن بودم میشه خخخ همش حس بارداریو داشتم ولی موعودم رسید و پریود خانوم تشریف فرما شد البته اینو بگم ک ماه اول من چهار روز پری جلو افتاد

هیچی دیگه افتاد واسه ماه بعد ماه بعدم در کمال تعجب منی ک اصن سابقه نداشتم دوباره چهار روز جلو انداختم شد هشت روز زودتر از تاریخ موعود قبلی

هیچی دیگه من استرس داشتم پری هم ک شوخیش گرفته بود گفتم سه ماه ک طبیعیه عیبی نداره ماه سوم از اون موعودی ک جلو افتاده بود رد شد گذشت تا پنج روز گذشت پری نیومد هیچ حسی هم نداشتم ک بی بی ها هم منفی گفتم ولش ی ازمایش میدم میرم دکتر ازمایش دادم اونم منفی شد گفتم من کیست گرفتم وضعم داغون شد رفتم دکتر فرستاد سونو و هیچی نبود گف امپول بزن پری میشی منم ک ترسو نزدم گفتم میرم خونه زعفرون میخورم خوردم پری نشدم ک شد دقیقا روز موعود قبل از جلو انداختنم ک صبحش دیدم عه پری اومد خخخ بعد از اون ماه من هر ماه سر تاریخ پری شدم ک سه ماهم اینطوری گذشت گفتم نه دیگه شیش ماه خیلی زیاد شداین ماه میرم دکترشوهرمم باید بره ازمایش  تو گوگل ی دکتر خوب پیدا کردم هر چی رنگ ردم جواب ندادن بعد اونم هی نشد دکتر ها روزا زوج بودن منم تا بادم میومد روز فرد بود ک تا از تاریخ تخمکگذاریم گذش گفتم ولش کن تا عید اصن بیخیال بچه فک میکنم اصن بچه نمیخوام ماه آخر ک سرمون گرم عبده این ماها هم میرم باشگاه جایی خودمو مشغول میکنم (که خواروشکر باشگاه نشد برم و نرفتم خخخ)دیگه همینجوری گذشت اینقد ک بهش فک نکردم اصن بادم رفته بود ک تاریخ پریودم یه روز گذشته تو ماشین یهو ماشین ی تکونی خورد ب شوهرم گفتم عه بواش بچم ترسید یهویی گف عه فاعزه پری نشدی فوری رف بی بی خرید همون شب زدم واینستادم رو سرش ببینم چی میشه گذاشتم رفتم بیرون بعد ۲ دقیقه یواشکی برش داشتم خخخ میترسیدم عه هاله داشت کمرنگ بود ولی مشخص بود قشنگ

12 بهمن ❤️اولین بی بی چک مثبت ❤️ ۱۰ اسفند ❤️شنیدن زیبا ترین صدای دنیا💞قلبش ❤️ ۹ فروردین ❤️اولین دیدار من و پسرم ❤️۹ اردیبهشت ❤️آنومالی و اینکه نی نی ام صحیح و سلامته❤️💞۲۸ اردیبهشت ❤️اولین تکون فندق مامان❤️💞اسمتم من و بابایی انتخاب کردیم بزاریم 🥰سامیار🥰فرشته کوچولوم

ناموسن دیگه این تاپیکا چیه کم مونده جریان حموم رفتن و غذا پختنم بذارن که امروز اول حس میکردم قورمه سبزی خوبه بعد دیدم نه جوجه بهتره ده صفجه بنویسن آخه اینجا کلی آقا تو سایته این سایت برا طرح سواله جریان بارداری شمام واقعاااا یه میئله خیلی خیلی خیلی شخصیه 

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

شب تا صبح نخوابیدم ک ببینم چی میشه صب ساعت ۴ یکی دیگه زدم عه این پر رنگ تر ولی بازم خیلی پررنگ نبود صب رفتم ازمایش بتا شد ۷۳ دکتر گف بتا کمه زود رفتی صب کن چن روز دیگه ک امروز ۱۰ روز گذشت از پری از دادم با ی بتای خیلی خوووووب ۶ دوازده هم واسه سونو قلب وقت داد بهم خدایا شکرت صدای قلب کوچولوی کنجدم و بشنوم ک خیالم بابت هدیه ای ک بهم دادی راحت بشه 

من فقط میدونم استرس خیلی بده من تو اون ماها خیلی استرس داشتم از استرس روز موعود من همش در راه دسشویی بودم تا این حد

خدایا شکرت واسه همه منتظرت دعا میکنم ی روزی این حس قشنگ و بچشن

بچه من میشه نوه اول هر دو خونوادمون 😍😍😍😍😆

چقد لوسش کنیم خخخخ

12 بهمن ❤️اولین بی بی چک مثبت ❤️ ۱۰ اسفند ❤️شنیدن زیبا ترین صدای دنیا💞قلبش ❤️ ۹ فروردین ❤️اولین دیدار من و پسرم ❤️۹ اردیبهشت ❤️آنومالی و اینکه نی نی ام صحیح و سلامته❤️💞۲۸ اردیبهشت ❤️اولین تکون فندق مامان❤️💞اسمتم من و بابایی انتخاب کردیم بزاریم 🥰سامیار🥰فرشته کوچولوم
ناموسن دیگه این تاپیکا چیه کم مونده جریان حموم رفتن و غذا پختنم بذارن که امروز اول حس میکردم قورمه س ...

بدترین برداشتی که میشد از این تاپیک کرد رو شما انتخاب کردی

Your smile is more beautiful than everything for me❤️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2823
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز