سلام
میخوام داستان بارداریم و بنویسم شاید بدرد یکی خورد😋
من از برج ۴ خیلی جدی واسه بارداری اقدام میکردم
ماه اول مطمعن بودم میشه خخخ همش حس بارداریو داشتم ولی موعودم رسید و پریود خانوم تشریف فرما شد البته اینو بگم ک ماه اول من چهار روز پری جلو افتاد
هیچی دیگه افتاد واسه ماه بعد ماه بعدم در کمال تعجب منی ک اصن سابقه نداشتم دوباره چهار روز جلو انداختم شد هشت روز زودتر از تاریخ موعود قبلی
هیچی دیگه من استرس داشتم پری هم ک شوخیش گرفته بود گفتم سه ماه ک طبیعیه عیبی نداره ماه سوم از اون موعودی ک جلو افتاده بود رد شد گذشت تا پنج روز گذشت پری نیومد هیچ حسی هم نداشتم ک بی بی ها هم منفی گفتم ولش ی ازمایش میدم میرم دکتر ازمایش دادم اونم منفی شد گفتم من کیست گرفتم وضعم داغون شد رفتم دکتر فرستاد سونو و هیچی نبود گف امپول بزن پری میشی منم ک ترسو نزدم گفتم میرم خونه زعفرون میخورم خوردم پری نشدم ک شد دقیقا روز موعود قبل از جلو انداختنم ک صبحش دیدم عه پری اومد خخخ بعد از اون ماه من هر ماه سر تاریخ پری شدم ک سه ماهم اینطوری گذشت گفتم نه دیگه شیش ماه خیلی زیاد شداین ماه میرم دکترشوهرمم باید بره ازمایش تو گوگل ی دکتر خوب پیدا کردم هر چی رنگ ردم جواب ندادن بعد اونم هی نشد دکتر ها روزا زوج بودن منم تا بادم میومد روز فرد بود ک تا از تاریخ تخمکگذاریم گذش گفتم ولش کن تا عید اصن بیخیال بچه فک میکنم اصن بچه نمیخوام ماه آخر ک سرمون گرم عبده این ماها هم میرم باشگاه جایی خودمو مشغول میکنم (که خواروشکر باشگاه نشد برم و نرفتم خخخ)دیگه همینجوری گذشت اینقد ک بهش فک نکردم اصن بادم رفته بود ک تاریخ پریودم یه روز گذشته تو ماشین یهو ماشین ی تکونی خورد ب شوهرم گفتم عه بواش بچم ترسید یهویی گف عه فاعزه پری نشدی فوری رف بی بی خرید همون شب زدم واینستادم رو سرش ببینم چی میشه گذاشتم رفتم بیرون بعد ۲ دقیقه یواشکی برش داشتم خخخ میترسیدم عه هاله داشت کمرنگ بود ولی مشخص بود قشنگ