با دختری اشنا شدم از شهر دیگه که خیلی خواستگار داره ولی همه رو رد کرده
بعد از صحبت چند ماهه باهاش فهمیدم پسری رو دوست داره که به گفته خودش چون اون پسر هی داره بازیش میده هم حس عشق داره بهش هم حس نفرت
ولی وابسته اش هم هست به گفته خودش
هیچ وقتم کسیو قبول نمیکرده
ولی برای اولین بار بین همه پسرا منو رفته به خانوادش گفته و خانوادش هم خیلی از من خوششون اومده(در مورد پسر دیگه ای این کارو نکرده، و همه خانوادش هم میگن با اون یکی پسر خوشبخت نمیشه)
با من صحبت میکنه بعضی موقع ها خوشش میاد ، بعضی موقع ها یاد اون پسر میفته نظرس عوض میشه
و من بهش گفتم قصدم جدیه برا ازدواج و خانوادش هم میدونن داستان منو
از طرفی بهم میگه تا عید با اون پسر تموم میکنم ، ولی خودم بعید میدونم این کارو بکنه
در کل عقلش منو میخواد ،دلش اون پسرو
میخواستم بدونم ادامه بدم؟ برم جلو برا خواستگاری؟