۳ سال و نیمه ازدواج کردم سال اول اونقدر مشکل داشتیم که تا پای طلاق رفتیم و برگشتیم
اینو انکار نمی کنم که همدیگه رو دوس داریم و همین دوس داشتن هم باعث شد دوباره برگردیم به هم
بعد از برگشتن من به زندگی شرایط زندگی تا حدودی تغییرات اساسی کرد و اوضاع کمی بهتر شد
در حقیقت شرایط فقط قابل تحمل شد نسبت به سالهای اول که غیرقابل تحمل بود!
از نظر شوهرم رابطمون خوبه و مشکلی نداریم ولی از نظر من نه رابطمون اونقدرا هم خوب نیست!
از طرفی الان یکساله که شوهرم بچه میخواد و تا الان هم به بهونه های مختلف من عقب انداختم
ولی الان دیگه قضیه جدی شده و شوهرم داره لجبازی میکنه و از من میخواد پیش گیری نکنم!
من خودم عاشق بچه م ولی دارم دیوونه میشم
اومدن بچه توی یه رابطه ای که هنوز مشکل داره برام مبهمه
از یه طرف داره سنمون میره بالا من ۳۰ سالمه شوهرم ۳۵ سال و هر دو عاشق بچه و از طرف دیگه یه رابطه که هنوز به نظر من مشکلاتی داره!
چقد سخته برام
چقد دوس دارم این ماه بیبی چک مثبت ببینم و چقد نگران آینده هستم !
خدایا چقد دوراهی سختیه! و دارم داغون میشم