نه وخداروشکر که نرسیدم.مثل شماباگریه شبوروزم گذشت.پیش فالبین رفتم چندباراستخاره گرفتم که نوشته بود اصراربی حاصل.بالاخره خودش برگشت اماتوی اون تایمی که نبودتازه مرورکردم گذشته ام باهاش رو و دیدم چقد ایراد داشت و ندیدم.برگشت امامن دیگه عاقلترشدم و فهمیدم اصلا لایق احساس وعشق نبودو یک آدم معمولی بود.خودم بهم زدم وبعد نفس راحت کشیدم