2777
2789
عنوان

هنوز تو شوکم....

335 بازدید | 13 پست

چند وقت پیش چیزیو دیدم که هنوز باورم نمیشه،تو یه جمع تقریبا خانوادگی خیلی الکی الکی بین یه خانم 30 ساله و یه دختر 18 ساله یه بحث پیش اومد که بحث بالا گرفته شد و اون خانم 30ساله جلوی همه به دختره گفت تو ترشیدی،تو پیر شدی ولی کسی نیومد خواستگاریت،تو واسه اینکه شوهر نداری اعصابت خورد شده به من میپری،هیچکی نمیاد تورو بگیره،تو پیر دختر شدی و از این حرفا..واقعا صدای خورد شدن و تحقیر شدن اون دختر  جلوی همه داشت دیوونم میکرد خیلی خیلی دلش شکست.واقعا چرا یه خانم 30 ساله لیسانسه به حساب خودش با سواد با 18 ساله اینطور حرف بزنه.بعدم کلی نفرینش کرد که الهی ارزوهات به دلت بمونه.من نمیتونم قضاوت کنم تقصیر کی بود ولی بحثشون خیلی الکی و چرت بود یهو جدی شد.اما ادما مگه تو چه درجه ای هستن اینطوری دل بقیه رو بشکنن؟یا نفرین کنن؟امشب فهمیدم حال دختره هنوزم بابت حرفای اونشب خوب نیست و مثل اینکه دلش شکسته خوب هر کی باشه جلو کلی ادم این حرفارو بهش بزنی میشکنه...مخصوصا اینکه فهمیدم دختره یه امتحان خیلی مهم داشته که واسش کلی جون کنده ولی فکرشو بکن چطوری روانش بهم بریزه.تازه نفرینش کرده که الهی امتحانت به دلت بمونه آرزوش.حالا شما فکر کنید، اون خانم 30 ساله خواهرش بود.......آدم میمونه چی بگه بخدا

وااا 

من نه منم نه من منم پس تو منی یا من تو ام کی به کیه من و تو کی؟ از بچگیم رویای شاهزاده سوار بر اسب سفید رو میدیدم اسمش همیشه فرهاد بود. لعنتی خوشتیپم کجایی پس ؟! این همه فرهاد تو دنیا وجود داره چرا هیچ کودومشون در این زمان با من مواجهه نمیشه ه ...  

زنیکه بیتربیت

آهای توییکه میخوای پست بذاری ریپلای کنی اول فک کن بعد بنویس شاید یه حرفی بزنی بعد نتونی جم کنی فقط تاپیک نزن برام دعا کنین حواست باشه دری وری ننویسی کسی ازت ناراحت شه خدا فقط دعا های مارو گوش نمیکنه ها😏اگه جوابتو نمیدم نه اینکه زبون ندارم نه دارم خوبشم دارم اما دارم مراعات میکنم بخاطر یکی که اصلا نمیشناسمش یه گناه دیگه برام ثبت نشه خیلی ناراحتی بیا خصوصی برات قرص تجویز کنم وگرنه با تمام این وجود ریپلای کردی دری وری گفتی فقط میتونم برای حالت دعا کنم چون حالت خیلی بده سلیقه ی همه مثه هم نیست همه تو یه جور محیط بزرگ نشدن و این هم معنی اینو نمیده محیطی که تو بزرگ شدی بهتره مخالفی اوکی حرف می‌زنیم اما با آرامش جنگ نداریم اگه با جنگ میحرفی فقط و فقط یه کلام بدبخت خانوادته و جمله ی آخر لطفا با دقت تاپیکا رو بخون از هر چیز سو استفاده نکن جبهه نگیر مسخره نکن سرکوفت نزن تحقیر نکن همه حق انتخاب دارن حق نداری بجای کسی تصمیم بگیری خیلیا میان اینجا دردو دل پس مواظب حرف زدنت باش که بیشتر زخم نزنی به دلش تامامقصاوت ممنوع تو جای خودتی فقط حق نداری دیگر نو قضاوت کنی تو تو جایگاه اون نبودی     بی عرضگی هاتون رو تقصیر من نندازید با تشکر ``قسمت``

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

من بودم فقط به چرت وپرتاش میخندیدم ولبخند ژکوند تحویلش میدادم تا بسوزه،اخه دختر ۱۸ساله چرا باید ازحرف یه خانم بیشعور که اونو پیر وترشیده خطاب میکنه ناراحت بشه ودلش بشکنه؟دختر ۱۸ساله ازنظرمن هنوز نوجوان محسوب میشه حتی جوان هم نیست بعد یکی بهش بگه پیر خوب معلومه که عقل وشعوز کافی نداره

خاک تو سرش سوادش بخوره تو سرش یه دختربچه رو دلشو شکونده

اره بخدا اصلا خیلی بهم ریختم.دوره ای شده که خواهر به خواهرش رحم نمیکنه به نظرم اگه خواهره ۱۸ ساله قاتل هم بود اون نباید جلوی بقیه اینطوری حقیرش میکرد

اگه احترام توی خانواده شون بهشون درست آموزش داده میشد یه کوچیکتر با بزرگترش دعواش نمیشد و برعکس. 

اما کلا بعضی وقتا حرف یه آشنا سنگین تر از کتک یه غریبه ست

به نقل از آیت الله العظمی اراکی: زمانی در ایران هر جا آتش روشن میکردند مردم برای بردن زغال گداخته و روشن کردن کرسی، تنور یا منقل به آنجا میرفتند در ماه خداییِ محرم، در نزدیکی خانه یک زن بدکاره، هیئتی به پا شده بود. زن هم برای بردن آتش به محل رفت و سوال کرد زیر دیگتان روشن است؟ آتش میخواهم.  گفتند بله برو بردار. زن سمت دیگ رفت، و دید آتش خاموش شده خم شد و به هیزمها فوت کرد. مقداری از خاکستر به چشمش پاشید اما ادامه داد تا جایی که هیزمها دوباره روشن شدند. همان اندازه که میخواست برداشت و رفت.اما...همان شب خوابی دید . او دید چند نفر به گردن،دستهاو پاهایش غل و زنجیر بسته و میبرند تا عذابش کنند و هرچه فریاد میزد شما را به خدا ولم کنید کسی گوش نمیداد . زن،بانویی دید که از دور به آنها نزدیک میشد. مأمورهای عذاب با دیدن بانو زنجیرها را رها کردند. بانوی بزرگوار ایستادند و فرمودند چرا میبردیش. گفتند چون بدکاره و فاسد است . بانو گفت نههه... او نگذاشت آش نذری مجلس حسینم خراب شود ... دیگ را روشن نگهداشت. او بخاطر حسینم چشمهایش اذیت شد بخاطر حسین من رهایش کنید ....زن با ترس بسیاری وحشت زده از خواب بیدار شد و مدام با گریه و زاری از حضرت مادر، زهرای اطهر علیهاالسلام، کمک میخواست تا یاریش کند برای پاکدامنی.او همان زن انگشت نمای شهر، توبه کرد و با یاری حضرت زنی مومنه شد تا جایی که هر زمان و هر کجا روضه ای برای حضرت ارباب به پا میشد دنبالش میرفتند و او را دعوت میکردند.  و با اولین جمله روضه خوان " السلام علیک یا ابا عبدالله" زن به شدت گریه میکرد و شیون جانسوزش بلند میشد  جون و زندگیم فدات یا حضرت حسین علیه السلام که در ❤ خدایی و رضای تو رضای پروردگارمه   تو بحث کردن دانش و ادب مهمه

خب این مسئله وقتی بین دو خواهر پیش میاد نشون میده خانواد فرهنگ درستی نداره و توی صد سال پیش زندگی میکنن که دختر ۱۸ ساله ترشیده محسوب میشده.

چیزی که زیاده افراد به ظاهر تحصیل کرده ولی در باطن بی شعور.

اون دختر ۱۸ ساله هم باید قوی باشه و یه دعوا تاثیری روی روحیه اش نگذاره

با هر کسی به اندازه شعورش صحبت میکنم
اره بخدا اصلا خیلی بهم ریختم.دوره ای شده که خواهر به خواهرش رحم نمیکنه به نظرم اگه خواهره ۱۸ ساله قا ...

معمولا هرچی نسبت افراد به هم نزدیک تر، تنش و دعوا بیشتر. غریبه ها اصلا به هم کاری ندارن

ای خدا بالاسری سیل زیر پا کن                                زینه خوب و میره لیش ز هم سوا کن🤷‍♀️
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز