2789

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ههههه منم خودم کلی خندم گرفت الان شما گفتی

آره درسته سارا جون، یکی از مشکلات بارزی که عنوان میکنن همون رقابته
دوستم تو کلگریه همش دعا میکنه شوهرش بتونه کارش و منتقل کنه به هر جایی شده (دور افتاده و ... ) و از کلگری برن ، میگه از دستشون خسته شدم : (

ایشالله شما به تور اون خوباش بیفتین :))
ااااااا سارا جون الان یه سر زدم به وبلاگت دیدم پسر گلت همسن دختر منه، هر دوشون کلاس دومی و هر دوشون متولد اسفند 84. دختر من 2 هفته از پسرت بزرگتره.
آترینا (دخترم) هم میره مدرسه فرانسه زبان اینجا، شانس آوردیم و تو شهرمون فقط یه مدرسه فرنچ داشت که جزء 10 مدرسه برتر این شهر.
امیدوارم هر جای دیگه بریم هم مدرسه فرنچ پیدا کنم، تو کانادا مشکلی نیست ولی تو آمریکا خیلی کمه بیشترش اسپنیش هست.
سلام دوستان.الان خیلی اعصابم بهم ریخته هست.بعدا میام کامنتای قبلی رو میخونم.یک مدت پیش به همسرم گفتم بیاحالا که ماشین خریدیم و یکم سروسامون گرفتیم دخترمون رو کلاس رقص باله و اسکیت ثبت نام کنیم هم ورزشه خوبه هم چون یکم کلا کمرو تشریف داره این کلاس رفتن ها واسش خوبه.خلاصه همسری هم حسابی گشت و یک جای خوب واسه هردو رشته گیر اورد.هفته پیش رفته بود واسه کلاس باله.خانمه گفته بودجا نداریم و از سپتامبر کلاسها شروع شده وتاجون ادامه داره و دیگه ثبت نام فعلا ندارند.از همسری اصرار که مادوست داریم بچمون رو فقط اینجا ثبت نام کنیم از خانومه انکار.همسری هم پیشنهاد میده حالا شما کامپیوترتون رو چک کنید شاید کسی رفته باشه.اونم چک میکنه و میگه اره یک جا خالی شده ولی باید از معلمش بپرسم لباس مخصوص واسه شوو بهاری به تعداد باشه.خلاصه امروز ایمیل داد که اکی هست.ماهم عصری رفتیم ثبت نامش کردیم.حالا مشکل اینجاست که این شوو بهارشون 23 مارچ هست.منم قرار بود 1مارچ برم ایران.23 مارچ میشه 6/7 عید.همسری میگه وایستا تا 23 فرداش برو.چون این روی صحنه میخواد بره و ... واسه خود دخترمون هم خوبه که از اینجا شروع کنه و یکم یخش باز بشه.منم میگم من قرار بود توی اسفند برم که شب عید پیش خونوادم باشم.هرچند به رییسه گفتم اگر وسطش من برم کشورم ایراد داره.گفت خلاف قانونه.منم تو دلم گفتم حالا یک بهونه میارم میرم بیخیال .از یکطرف میگم واسه دخترم خوبه که جلو جمع میخواد یک کاری کنه و تشویق میشه.از طرفی من قرار بود تابستون برم ایران.حالا کلی خونوادم منتظرم هستن.داداشام همه میگن چندم اسفند میای ما کارهامون رو برنامه ریزی کنیم.اگر 7فروردین برم.7روزو از دست دادم.از طرفی چون هیچوقت جلو همسرم گریه نکردم و دم از دلتنگی نزذدم فکر میکنه من خیلی اکی هستم و همش میگه حالا یک هفته اینورو اونور مگه چی میشه؟بمون.بچه ها شما بگید چیکار کنم؟یک چیزی بگید یکم اروم بشم
آخی پلنگ صورتی جون
میدونم چی میگی
امروز کلی بهم ریخته ای برای این موضوع
اما من فکر کنم یه کم زمان بگذره اروم میشی چون خودتم معتقدی این برای دخترت و شروعش خوبه

واقعا سال تحویل پیش خانواده بودن یه چیز دیگه اس اما خودت رو ناراحت نکن نهایتش اینه که یه هفته دیرتر میری اما ه این فکر کن که کار دخترت رو میبنی روی صحنه و کلی انرژی میگیری از اینکه اینقد بزرگ و مستقل شده

امیدوارم هر چی بهترینش برات پیش بیاد
یادت باشد، هوایم را بی اجازه داشته باشی!
میدونید پیش خودم میگم من بخاطر همین دخترم از بودن در کنار خونوادم گذشتم.حالا حالاها هم ان شالا از این برنامه ها پیش رو خواهیم داشت از این کلاسهای مختلف.چراحالا که میخوام برم یکجوری نرم که از زمانم واسه درکنار خونواده بودن حداکثر استفاده رو کنم.اشتباه فکر میکنم ایا؟چطوری همسرم رو راضی کنم هرچند بهش گفتم من شده بدون دخترم زودتر میرم شما باهم بعدش بیاید(البته عمرا بتونم ).بعضی وقتها همین مسایل کوچیک که به چشم نمیاد میشه یک معظل بزرگ.
پلنگ صورتی عزیز به نظر من سعی کن همسر تو با سیاست راضی کنه از این موقعیتها برای دیدن خانواده کم پیش میاد ولی دخترتون تازه اول کلاس رفتن و از موقعیت دوباره براش پیش میاد
بدترین روزها امیدوار باش!همیشه زیباترین باران ها از سیاه ترین ابرها می بارد.
سلام دوستان چقدر خوبه ها این تاپیک دوباره جوون گرفته.همتون سلامت باشین.

سپیده هم بیاد دیگه عالی می شه.

صدف جون به نظر من هم برو ایران و دخملی رو تو ترم جدید ثبت نام کنین.

بچه ها این روزا خیلی دعا کنین سلامتی رو برای همه.شما ها تو غربت دعاهاتون بیشتر می گیره

بوس بوس واسه همگی.
مصی جون ان ه همسرتون تو مصاحبه موفق باشه
عزیزم من درست متوجه نشدیم فرمودین 6 سال کانادا بودین و برگشتین و 2.5 ایران بودین
الان ایران هستین و همسرتون کانادا مصاحبه داره؟ تو این 6 سال اقامت و پاس رو گرفتین؟
پلنگ صورتی جان من قبل از اینکه پست شماره 684 رو بخونم میخواستم اینو بگم که دیدم خدت یه اشاره هایی بهش کردی.
ببین عزیزم به نظرم من درسته که رو سن رفتن دخترت و دیدن کارش بسیار لذت بخشه (و از حالا به بعد اینقدر از این هنرنمایی ها خواهی دید) ولی با چیزای دیگه که تو ذهنته که شب عید کنار خانواده باشی و اقلا 7-8 روز بیشتر در کنار برادرات باشی اینقدر مساله بزرگی نیست که بخوای اولی رو به خاطر دومی از دست بدی.
به نطر من تازه همین زودتر رفتم ایران هم برای دخترت خیلی خوبه و بیشتر در کنار فامیلاش میمونه و این خودش هم کمک بزرگیه واسه این که از حالت خجالتی در بیاد.
تازه در مورد خجالتی بودنش هم اصلا نگران نباش بزرگتر بشه این موضوع هم برطرف میشه. چند سالشه دختر گلت؟
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792