2777
2789
تو ایران هم تو شهرهای کوچیکتر تو شهرهای بومی تر که مردم همدیگه رو میشناسن دزدی و جرم و جنایت خیلی کمتر از تهرانه.

تو کانادا هم همینطور. شهرهای کوچکتر آرامششون خیلی بیشتره تا تورنتو و ونکوور.
اینکه سپیده میگه کار نمیدن آره درسته . اینجا هم مسلما هیچ شرکتی نمیاد کسی رو که نمیشناسه کسی رو که تازه از یه کشور دیگه اومده !!!

مثلا یه کشوری مثل ایران که تو مدیا همه اش داره ازش بد گفته میشه!!!!!!!

استخدام کنه مگر اینکه یه نفری اون شخص رو سفارش کنه چون اینجوری میدونه اون شخص سفارش کننده هم به خاطر شرایط خودش هم که شده نمیاد یه آدم ناجور رو سفارش کنه!!!

خب این کی میتونه رخ بده؟؟؟ اینکه من نوعی یا چند نفری دوست و آشنا اینجا داشته باشم یا حداقل ششماهی اینجا بوده باشم تا با چهار نفر مقیم اینجا آشنا بشم اون هم طوری که اونها حاضر بشن سفارشم رو بکنن!!!

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو اینجا زندگی خوبه به شرط اینکه کار داشته باشی!!

به شرط اینکه هردوتون کار داشته باشید.

وقتی یه نفر کار میکنه فشار زیاده. استرس زیاده برای اینکه هر لحظه احتمال تعدیل نیرو هست. اینطور هم نیست که بگی سابقه کارت میره بالا دیگه مصون میشی.
یا اینکه سابقه کارت میره بالا میتونی سریع کار جدید پیدا کنی.

وقتی بازار کار خراب میشه با 12 سال سابقه کار هم ممکنه بیش از یه ماه طول بکشه کار پیدا کنی(اتفاقی که برای یکی از دوستان ما اینجا افتاد...تا فوق لیسانس هم از کانادا داره!!)
اما سپیدههههههههههه!!


من کسی بودم که تو ایران مدتهای مدیدی بود عینک خوش بینی به چشم داشتم!

سعی میکردم بدیها رو نبینم واقعا. اصلا تو محیط کار مخصوصا که خب بیشترین ساعات زندگیم میگذشت اگه میدیدم جایی بحثی هست ( حقوق فلانی انقدره...بهمانی فامیل فلان کس هست که این سمت رو بهش دادن ....اون یکی فلان...) اصلا سمتشون نمیرفتم.

آدمهای بد دور و برم بودن حتی در یکی از بزرگترین شرکتهای تهران!!! کسانی که عادی کار کردن من نوعی رو نمیتونستن ببینن و انواع حرفها و حدیثها پشت سرم بود...اما حتی وقتی همکارهای دیگه که مثلا دوست بودن با من و میخواستن بهم لطف کنن و بگن که چه حرفهایی پشت سرم هست بهشون میگفتم نگید...تا اون ذهنیتی که نسبت به افراد واسه خودم ساخته بودم خراب نشه!!!!

سرم رو انداخته بودم پایین کار خودم رو میکردم. 10 سال سابقه کار داشتم. از نظر فرهنگی خانوادگی و اقتصادی هم وضعم خوب بود...

اما....

نشد سپیده جان نشد دووم بیارم. من که وقتی اقدام کرده بودم فقط واسه روز مبادا بود و برای اینکه پشیمون نشم یه موقع...روزهای آخر لحظه شماری میکردم برای گرفتن ویزا....

منی که وقتی وارد دانشگاه شدم برادرم از امریکا پذیرش گرفت و همیشه تو گوشم میخوند که حتما بیا و گفته بودم نه من میمونم تو ایران هر سال میرم یه سفر خارجی....

بدو بدو اومدم.

اشکهای مامانم و ناراحتی اون تنها مانع فکریم بود و نه هیچ چیز دیگه ولی اون رو هم پشت سر گذاشتم و اومدم.


سپیده خیلییییییییییییییییی باید عینکت خاص باشه خیلی باید کر باشی خیلی باید کور باشی خیلی باید خودت رو ایزوله کنی تا بتونی تو ایران دووم بیاری
مدتها بود حتی اخبار گوش نمیکردم . تو بحثهای سیاسی و...شرکت نمیکردم

شده بودم یه سیب زمینی به تمام معنا

ولی واقعا خیلی باید دلت سنگی باشه تا خرد شدن پدر و مادرها زیر بار فشار اقتصاد اذیتت نکنه.

خیلی باید جیبت پر باشه تا هرکی رو دیدی تو اطرافیانت که مشکلی دارن کمکشون بکنی.

خیلی باید تن آهنین داشته باشی تا در مقابل الودگی هوای تهران و....دووم بیاری.

خیلی باید تحمل داشته باشی تا هر روز که خبر سرطان گرفتن یکی از نزدیکانت یا سکته قلبی یه جوون همسن خودت رو میشنوی نشکنی

ولی با همه اینها من هم هنوز گاهی میگم آیا فرار کردن من مشکلات رو حل کرد؟؟؟

آیا نبودن من در اونجا میتونه بستگانم رو از سرطان گرفتن نجات بده؟؟؟؟؟

آیا اومدن من به اینجا مشکلات کشورم رو حل کرد؟؟؟؟


نه!!!!!! فقط صورت مساله رو برای خودم پاک کردم.
ولی زندگی همینه ....چندسال مگه زنده ایم؟؟
ولی من هنوز خیلی دوستانم رو می بینم تو ایران که بالاخره راهش رو پیدا کردن.

راه خوش زندگی کردن تو ایران.

حتی بچه دوم که من هرگز فکرش رو هم تو ایران نمیتونستم بکنم. (اگه نمیخواستم بیام شاید این یه دونه رو هم نمیاوردم)

اونها هم گاهی قاط میزنن....اونا هم گاهی اعصابشون خرد میشه

ولی تونستن بمونن
تونستن بچه هاشون رو اونجا بزرگ کنن...
و میدونم به خوبی هم زندگیشون پیش خواهد رفت.


من نتونستم. این شاید ضعف من بود. کسانی که موندید سپیده راست میگه بگردید ببینید اون یکی دوستانتون که حتی به رفتن فکر نمیکنن چطور دارن شاد زندگی میکنن ؟؟

با اون افراد بیشتر بگردید.

و یه توصیه از من داشته باشید....


تا وقتی که پاتون به اینجا نرسیده زندگی اونجا رو به خاطر اینجا و به امید اینجا حروم نکنید. از بودن تو ایران هم لذت ببرید.

شب و روزتون رو حروم نکنید برای اینکه قراره یه روزی ویزا بگیرید....
من حرفهاتونو خوندم راستش حس میکنم همه حرفها زده شده... هر کسی دید خودشو نسبت به قضیه مهاجرت گفته هر کسی بنا به تجربه خودش نظر داده .
من وقتی اومدم اینجا که راستش خیلی دلم نمیخواست بیام پر از دلهره و ترس بودم چون تجربه خواهر من و خواهر همسرم خیلی خوب نبود اونها چند سال اول خیلی سختی کشیده بودند و اصلا دلیل اینکه ما اینقدر دیر اقدام کردیم دیدن تجربه بد اونها بود اما من بعدتر وقتی چند تا از دوستانمو دیدم که اینجا خیلی زود جا افتادن و موفق شدن کم کم نظرم عوض شد . پس اصلا نمیشه رو هیچ چیزی حساب کرد مهاجرت برای هر خانواده ای داستان خودشو داره که ما اسمشو گاهی شانس هم میذاریم .
من وقتی اومدم انتظار یک بهشت رو نداشتم و بعدها هم از دیدن خیلی چیزها جا خوردم اما من همیشه در زندگی یاد گرفتم که برآیند برام مهم باشه برای من برآیند زندگی در کانادا مثبت بود و هست .
اما همه کسانی که میخوان بیان بدونن همونطور که همه دوستان گفتن اینجا کار خیلی مهمه بدون کار تمام قشنگیهای کانادا اصلا دیده نمیشه روزها و شبها فقط به استرس و نگرانی از آینده میگذره. و من میتونم بگم مهاجرت برای همه ایرانیها خوب نیست اگر درآمد خیلی خوب دارید اگر اهل سیاست نیستید اگر مسائل مذهبی آزارتون نمیده مهاجرت نکنید من به بعضی از دوستانم میگم اینجا به درد شما نمیخوره. من به شخصه بعد از ا ن ت خابات مسخره دیگه از ایران بریدم و حس کردم دیگه هیچ امیدی نیست. برای من زندگی در کشوری که من هیچ حریم شخصی نداشتم و حتی همسایه من میتونست به پلیس زنگ بزنه و بگه من مهمونی مغایر با شئونات اسلامی دارم سخت بود برای من سخت بود بچه ام بره مدرسه و بهش از همون اول در مورد دین بگن از قرآن بگن من دلم میخواد بچه ام بدون هیچ دید مذهبی بزرگ بشه و بعدها که بزرگتر شد آزادانه انتخاب کنه. با احترام به همه عقاید دینی من از دیدن صحنه های روز عاشورا و تاسوعا و صفهای نذری حالم بد میشد من از ماه رمضان بیزار بودم که همه مجبور بودن تظاهر کنن . خانواده من بسیار مذهبی هستن و من به مذهب احترام میذارم تا جائیکه به حریم من تجاوز نشه. پس حتی اگر اینجا من خیلی مرفه نباشم باز اینجا رو ترجیح میدم . من اینجا تو محیط کارم اگر کسی با من بد حرف بزنه میتونم برم ازش شکایت کنم کسی نمیتونه صداشو واسه من بلند کنه (هرچند توی هموطنان عزیزمون این دیده میشه گاها) من بعنوان یک شخص یک انسان قابل احترامم .
ای کسانی که دارید مهاجرت میکنید با پول کافی بیایدبرای یکسالتون پول بیارید و برای هر ماه حداقل به 3000 دلار فکر کنید. کم پولی خیلی عذاب آوره.انتظارتونو از کشور کانادا کم کنید. همون چیزی که ما تو ایران بهش میگفتیم پارتی و یواشکی در موردش حرف میزدیم اینجا خیلی هم چیز خوبیه و بهش میگن کانکشن بهش میگن نت ورک اینجا وقتی کسی معرفیت میکنه کلی جلو میفتی .
سلام دوستان

من ناراحت امروز به دوستم زنگ میزنن که پدرت فوت کرده اونم حالش بد می‌شه میبرنش بیمارستان همسرش دخترشنو آورد پیش من گذشت

طفلی چقدر سخته راه دور خدا به هممون رحم کنه و پدر مادر مونو سلامت حفظ کنه برامون امین



خدا پدر شو رحمت کنه حالا من دارم واسشون دنبال بلیط می‌گردم



فردا هم رفتنی هستم خودم

سپیده جون نمی‌دونم پیغام رو گرفتی‌ ‌یانا خیلی‌ مواظب خودت همسرت و دختر کوچولوت باش



بچها اومدم که خداحافظی هم بکنم



مواظب خودتون و گلهای باغ زندگیتون باشید



از ایران سر میزنم بهتونن
...و خدایی که در این نزدیکی‌‌ست...
rastiiiiiiiiii rooz zan va rooz madar be hameye doostaye golam tabrik migammmmmmmmmmmmmmmmmm

زن عشق می کارد و کینه درو می کند... دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر... می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی .... برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی ... در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ... او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ... او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد .... او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ... او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر .....


دکتر علی شریعتی

روز همی مامانای مهربون مبارک

...و خدایی که در این نزدیکی‌‌ست...
وای بچه ها من با این تعریفا به شدت ترسیدم . ته دلم داره می لرزه میگم نکنه بزنیم همینم که هست نابود کنیم . وای چقدر بده ادم نمیدونه چه بهتره
امروز کائنات همه چیز را برای من بهتر از دیروز می سازد
سارا جان همین ویزاکارت یا مستر کارت پری پید رو توی ایران چطور میشه تهیه کرد ممنون که وقت گذاشتید و جواب دادید...
یه جایی خونده بودم که وقتی یه نفر زیادی عاشق یه نفر باشه بیشتر از این که بگه دوستت دارم میگه مواظب خودت باش!!!
مهسا جان حرف ما این نیست. منظور ما از گفتن این حرفها اینه که بدونید برخلاف دید ملت تو ایران اینجا هم حلوا پخش نمیکنن پس:

١- این مدتی که ایران هستید رو به امید مهاجرت نسوزونید و لذتتون رو ببرید
٢- پلهای پشت سرتون رو خراب نکنید
٣- با دانش کامل بیایید تا یه موقع نخوره تو ذوقتون
سلام به همه
من لپ تاپم مشکل داشت نبودم
الانم که اومدم دارم این 12 صفحه قبل را کم کم میخونم تا برسم به اخر
همسرم فردا عازم کلگریه. دلم خیلی گرفته
حس میکنم وقتی بخوام برم چقد دلم برای مونترال تنگ خواهد شد. دیروز این حس بهم دست داد. تا الان فکر نمیکردم به اینجا وابسته باشم
یادت باشد، هوایم را بی اجازه داشته باشی!
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز