2777
2789
سلام-ازهمه دوستانی که نظراتونو واسم میدین مرسی-اینجاتنهاجاییکه که خیلی راحت دغدغه هامو واستون مینویسم-اره سپیاجون درست حدس زدی کمی ازنگرانیهام کم شده از وقتی که به چندتااز رییسامون موضوع رفتنمو گفتم وهمشون انرژی مثبت بهم دادن-ازوقتی که قرار شدهمسرم یکم زودتربره وازاین بابت خیال خونوادم یکم راحت تر شد وامیدوارم کار همگی شما هم بخوبی و خوشی پیش بره و یکروزی بتونیم هممون توی یک قرار نینی سایتی اونور آب همدیگه رو ملاقات کنیم-ان شالاه :))))

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

سلام دوستای گلم.خوبین؟

سپیده جون خوبی؟نلی خوبه؟شمارش معکوسین دیگه به سلامتی.

نسیم جونم مامان خوبن؟رسیدنشون به خیر عزیزم.

شهرزاد جون و ماری جون و سارا جون سوگلی جون و نلی باسی و فیری عزیزم همگی خوبین؟

میشاد تو چه طوری دختر؟چه می کنی؟ما همچنان منتظر 10 تیر ماه هستیم :)
سلام فندوق کوچولو من خوبم مرسی. راستی بلاخره چی شد؟ میای اینجا یا نه؟ من یکذره کلاب برام سخته چون ساعت هایی که من میتونم بیام هیچکس نیست اینجوری هرکی پیغامش رو میزاره میام میخونم اگه لازم بشه جواب میدم الان هم که هم آخر سال تحصیلی هستش برا همین کلی کار دارم هم اینکه به اومدن نینی نزدیک میشه کار های اون هم هستش.
سما جون من خوبم عزیزم. راستش مامان یه چند روز اول اصلا حالش خوب نبود الرژیش شدید تر از اون چیزی بود که من فکر میکردم الان بهتره ولی بنده خدا از ترس اینکه یه وقت بیاد بیرون و دوباره الرژیش شدید بشه از خونه تکون نمیخوره حالا فردا قراره ببرمش دکتر خودم اینجا ببینتش ببینیم نظرش چیه
سلام
من مدتیه خواننده این تاپیکم. البته هنوز همه صفحات رو نخواندم.
تا چند سال پیش پیگیر ادامه تحصیل در کانادا و استرالیا و.. بودم. به دلایلی که مهترینش اشتباهات خودم بود، نشد.
مدتی بعد از ازدواجم پیگیر مهاجرت بودیم و تازه شروع به خواندن زبان و.. کرده بودم که به دلیل بارداری و بیماری و... باز هم این پروسه شروع نشده، رها شد.
با خودم تصمیم گرفته بودم که اگر قبل از سی سالگی نتونم از ایران بروم برای همیشه این فکر رو از سرم بیرون می کنم. مخصوصا که همسرم خیلی روی شرایط سنی و قدرت تغییر پذیری افراد تاکید داره.
حالا در استانه سی سالگی ام. هر چند وقت یکبار نوشته های سپیای عزیز رو میخوانم و از خودم می پرسم تصمیم درستی گرفتم یا نه؟!
سپیای عزیز
از صمیم قلبم براتون ارزوی موفقیت می کنم. من بی صبرانه منتظر خواندن پست های یک سال اینده شما هستم.
Azizam jojo joon har ja midooni khooshi oon ja zendegi adam mitooneh ghashng basheh va Rahat zendegi kooneh


Che jaleb hala emrooz shooshoo man oomad gooft digeh bayad azin ja berim khasteh shoodam az in shahroo estersh ba in ka az hich lahaz too zendegi kam nadarim vali ham man ham shoosho zendegi too iran be in ja bishtar tarjih midim bara hamin moontazer city zeni man hastim ka bargardim iran choon iran digeh na khoodam na shooshoo in ja dost nadarim ba in ka shooshoo shooghl khoob dareh man khoodam darss mikhoonam

Hala doostan ham mitoonan nazar digeh dashteh bashan

movafagh bashi goolam
سلام :
دیروز کلی براتون نوشته بودم ولی اثری ازش نیست ....
چهارشنبه رفتم سنجش و کارم درست شد که 10 تیر امتحان ایلتس رو بدم ....برام دعا کنید که راحت باشه .بعد رفتم پلی تکنیک و با دهان باز ساختمونهایی که تبدیل به میدان شده بودند و ساختمانهای جدید رو نگاه کردم و رفتم داشکده مون کلی مشعوف شدم که کادر اداری اونجا من رو بیاد داشتن ...
خلاصه روز خوبی بود ، اولین روز بعد از استعفا .
سما جون بشتاب که 10 تیر هم برا یمن روز سرنوشت سازیه .
جوجوی عزیز ممنونم از صافی دلت و نوشته های قشنگت .همونجور که نیلی هم گفته باید ببینی کجا آرامش داری .در هر حال چیزی 100 درصد نیست و زندگی در جامعه کانادایی هم مشکلات خاص خودش رو داره . یک همکار داشتم ، پسر خوش تیپ و خوشروو قد بلند ...کانادا درس خونده بود و برای یک مدت کوتاه توی شرکت ما کار میکرد.برام عجیب بود چرا نمونده یادمه یکبار که داشتیم با هم بر میگشتیم دفتر مرکزی ، درست توی ترافیک همت ، زیر پل کردستان بهم گفت شما اونجا که میرید دلتون برای این شلوغی تنگ میشه . شما تا 4 ماه کف زمین رو نمیبنید چون پوشیده از برفه ...
البته اینها تمام دلایلی نبود که بخاطرش برگشته بود ولی من هنوز تجربه ای از زندگی طولانی مدت در اونجا رو ندارم .اما اطمینان دارم اگر بخوام با عینک عیب جویی به اونجا نگاه کنم میشه کلی عیب توی همون جامعه هم پیدا کرد .واقعیتش هم اینه که من بعد از 40 سال زندگی توی ایران دیگه نمیتونم کانادایی بشم ولی دخترم میتونه انتخاب کنه کانادایی باشه یا ایرانی . ولی دوست دارم کشوری رو که توش زندگی میکنم دوست داشته باشم . من ایران رو بخاطر تاریخ و تمدنش و بخاطر اینکه خاکمه دوست دارم . 11 ساله کرج زندگی میکنم ولی هنوز نارمک رو که توش بزرگ شدم دوست دارم و ترجیح میدم همونجا خرید کنم .نه اینکه کرج چیزی نداشته باشه .چون این همون حسیه که خواهر شوهرم بعد از 22 سال زندگی در نارمک میاد کرج خرید میکنه .....این حس یقینا " از بین نمیره ولی یه انتخاب جدیده که حس میکنم با روحیات من سازگارتره . منم خیلی ها رو میشناسم که سیتیزن میشن و برمیگردن ، وقتی پلنگ صورتی نوشته بود برنامه ما 10 ساله است ...راستش من به خودم خندیدم .چون همین الان که با اینهمه اصرار من و البته به حکم عقل داریم میریم ، فکر مون سه ساله است ...تاپایان سه سال خیلی چیزها مشخص میشه .آدم خودش رو محک میزنه و تا اونوقع هم نلیسا 7 ساله شده و فوقش اینه که میاد اینجا و میره مدرسه .میخوام بگم فرصت برگشتن رو از خودم دریغ نکردم ولی وقتی میبنیم شهرزاد و فیری از ته دلشون اونجا رو دوست دارن ، خوشحال میشم و روحیه میگیرم .تا ببینیم چی پیش میاد .ایرانی ها هم که عاشق فرنگ رفته ها !!!!برگردی میگذارنت روی سرشون . 2 ماه اونجا بودم برگشتم توی جلسات کاری در عین اینکه کلا " بجز با چند تا از همکارای نزدیکم با کسی صحبت نکرده بودم ، خودشون اسم من رو میاوردن و از من میخواستن نظر خودم رو بدم ...میخوام بگم همین دوماه کلی برام اعتبار شده بود !!!!
دوستم پارسال دوهفته ای از ادمونتون اومد اینجا ؛ وقتی دیدمش گفتم چه حسی نسبت به ایران داری .یک کلمه گفت که کلی خندیدم : دیوانه خانه است !! ووقتی خودم دوماه اونجا دیدم بهش حق دادم این حرف رو ب
سپیا جون چه جالب شما هم پلی تیکنیکی هستی؟؟؟؟ تا گفتی رفتی اونجا دلم پرکشید. اخری باری که رفتم 5 سال پیش بود گریه

چه رشته ای خوندی و چه ورودی؟
امدوارم که توی راهت هم موفق و پایدار باشی و مطینن هم بهترینها براتون پیش می یاد
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792