سلام به همه
شهرزاد عزیز واقعا ممنون که اینجا هسته و ما رو رهنمایی میکنی
چلنگ صورتی عزیز حتما میدونی ما هم یکی از منتظرین کانادا هستیم و اگه زندگی شخصی منو بدونی که تک ذختر هستمو سه برادر دارم یه مادر فوق العاده بیمار..اما واقعا فکر کردم ه رفتن بهتره با اینکه وابستگی شدید هم دارم ..نهایت اینزور خودمو قانع کردم که منو خانوادم زندگیمون رو کردیم و دیگه برای ن اینجا و اونجا فرقی نداره چون دیگه آرزویی ندارم اما برای بچه هام که تازه اول راه هستن خیلی فرق میکننه پس نباید این فرصت رو از اونها بگیرم .....اصلا دوست ندارم این فکر رو بکنم ولی خدای نکرده در شرایط بدی که برای عزیزان پیش بیاد حتی اگه اینجا هم باشم کاری از دستم بر نمیاد و اینکه در تقابل خانوادو بچه ها..یه کوچولو بچه هام رو بیشتر دوستدارم و حاضرم از خانوادم به خازر بچه هام بگذرم..الان من خیلیها رو میشناسم که 7-8 سال اونجا زندگی کردن و بازم اومدن ایران و دوباره رفتن...با این اوضاع ماشالا گلی که مملکت داره فکر جنگ لحظه ای تنهام نمیذاره و تنم میلرزه اگه خدا نکرده جنگ بشه..من ترجیج میدم یه زندگی خیلی معمولی داشته باشم ولی با آرامش خاظر...........
بهترین خبری که این روزها منو خوشحال مینه اینکه کارمون درست بشه...فعلا پرونده عزیز ما رفته ورشو و خبری هم ازش نیست):
چو شقایق از دل سنگ برآ...