2777
2789

😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤😤

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

هیچی

لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده    عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده
یعنی اینقدر من شما رو خندوندم یکی نیست تاپیکبزنه منو بخندونه؟


تو همون روزای اول اشنایی م با همسرم ،رفتیم قارچ بخوریم .جلسه سوم بود.میدونست من خیلی قارچ میدوستم .یه ظرف پر از قارچ گرفتیم مشترک .بعد دو تا قارچ با هم برداشت ،دهنشا باز کرد بذاره دهنش .گفتم نهههههههههه دو تا !!!! گفت چیه؟؟؟ گفتم یکی یکی بخور تموم میشه به من نمیرسه 😂

دیگه از خنده داشت میترکید .فکر کنم از اون روز به بعد عاشقم شد 🤦‍♀️ هنوزم یادشه بعد از هشت سال... 


دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

صورتم چاق و تپله .مذهبی هم نیستم .ولی یه عکس داشتم که روسری را سفت بسته بودم زیر گلوم و چادر تو جمکران....صورتم عین توپ فوتبال شده بود و غبغبم زده بود بیرون 

در دوران جاهلیت با یه پسره تو مجازی اشنا شدم.کلی تو جت عاشقم شده بود .درخواست عکس کرد.این عکسه را فرستادم  براش .

دیگه رابطه مون  به فنا رفت .همون لحظه گفت که مثل توپ فوتبال شدی 🤨😂

بعدها عکسه را به شوهرم نشون دادم.گفت وای خوبه مجازی باهات اشنا نشدم.این عکسه رو بسوزون 😂😂😂

دانی از زندگی چه میخواهم ....من تو باشم، تو، پای تا سر تو...زندگی گر هزار باره بود...بار دیگر تو، بار دیگر تو...

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2834
2835
2108