فردا مهمونی داریم منم حاملم قرا بود خونه رو جارو کنه دو ساعت پیش خودشو زد به خستگی و اینچیزا که حوصله ندارم خودت جارو کن منم خیلی اوضام خرابه نمیتکنم کارا رو ریاد بکنم هیچی دیگه اون خوابید منم نشستم به خم و راست شدن و گردگیری و دسشویی شستن و ظرف شستن و مبلا و میزا رو همه رو جابجا کردم بعد از اتاق اومد دید دارم مبل ۳ نفرو جابجا میکنم نشست رو مبل میزو با پاش پرت کرد منم گفتم شکستن خیلی اسوبه منم اگر دلم نمیسوخت که برای وسایل تونه پول دادیم تا الان کل وسایلا رو شکونده بودم الانم کمرم داره میشکنه فقط افتادم اون به هیچ جاش نیست بیشور رو مبل پای تلوزیونه فقط بهش گفتم دیگه حق نداری دست به وستیل خونم بزنی و تو کارایه شخصیم و کارای خونم دخالت کنی بدم اومده ازش